نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۳۳

به‌طور اجمال عرض می‌کنم که هیچ شکی در این مطلب نیست که انسان، گذشته از آن خود ابتداییِ حیوانیِ خودمحوری که فقط در فکر خودش است و از جنبه مثبت یا منفی در فکر دیگران نیست، که این یک حالت عادی است، حالت آز و حرص دارد که یک بیماری عجیب است و همچنین دچار بیماریهای مخفی و عقده‌های روحی و روانی می‌شود. اینها همه در جای خود درست است، حال نتیجه چیست؟ نتیجه این است که نفس را، آنجا که به صورت آز و حرص درمی‌آید و آنجا که آن میلها به صورت سگهای خفته‌ای در درون انسان مخفی می‌شوند و آنجا که نفس انسان حالت آن افعی را پیدا می‌کند، باید از بین برد و جهاد با نفس کرد؛ یعنی باید با نفس امّاره بالسوء، که این تعبیر هم از قرآن است، این

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۳۴

نفسی که به شدت فرمان به بدی می‌دهد، مبارزه کرد. آن حد اول که می‌خواهد یک لقمه نان بخورد، فرمان به بدی نیست. آن غریزه، طبیعی است و خوب هم هست. ولی وقتی به صورت آز و حرص و بخل و حسد و کینه و عقده و خشم و غضب و امثال اینها درمی‌آید، آن وقت است که این نفسْ «امّاره بالسوء» می‌شود. قرآن هم می‌گوید با نفس امّاره بالسوء باید مبارزه کرد: فَامّا مَنْ طَغَی. و اثَرَ الْحَیوةَ الدُّنْیا. فَانَّ الْجَحیمَ هِیَ الْمَأْوی. وَ امّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی. فَانَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوی.. قرآن تصریح می‌کند که باید جلو نفس را گرفت و باید آن را از اینکه دنبال هوای خودش برود نهی کرد. در جای دیگر می‌فرماید: أَفَرَایْتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَهُ هَویهُ «۱» آیا دیدی آن کسی را که معبودش همان هوای نفسش است؟ در جای دیگر از زبان یوسف صدّیق نقل می‌کند: وَ ما ابَرِّئُ نَفْسی انَّ النَّفْسَ لَامّارَةٌ بِالسّوءِ «۲» من هرگز نفس خودم را تبرئه نمی‌کنم. ببینید یوسف چه می‌گوید. یوسفی که از خودش مطمئن است، در عین حال می‌گوید: انَّ النَّفْسَ لَامّارَةٌ بِالسّوءِ. می‌خواهد بگوید دستگاه نفس انسان آنقدر پیچیده و پیچیده است که گاهی ممکن است در آن لایه دهمش چیزی باشد که انسان خودش نفهمد، و لهذا می‌گوید: من هرگز نفس خودم را تبرئه نمی‌کنم، و خصلت مؤمن این است که هیچ گاه به نفس خود از نظر شرارت نکردن اعتماد نمی‌کند. بنابراین، اسلام هم جهاد با نفس را تأیید می‌کند و اصلًا کلمه «جهاد نفس» از خود اسلام است. کلمه «جهاد با نفس» آنجا [مطرح شد] که گروهی از صحابه از غزوه‌ای مراجعت کردند و به‌طور دسته جمعی خدمت حضرت رسیدند «۳». ببینید پیغمبر چقدر فرصت شناس است و می‌داند در کجا چه سخنی را بگوید. مردمی سرباز و غازی «۴» از جنگ برگشته‌اند، پیغمبر می‌خواهد به آنها آفرین بگوید،

پاورقی : (۱) جاثیه/ ۲۳ (۲) یوسف/ ۵۳ (۳) شاید هم پیغمبر اکرم به استقبالشان رفته بودند. (۴) [به معنای جنگجو]

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۳۵

همین جا بزرگترین درس اخلاق را به آنها می‌دهد، می‌فرماید: مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَ بَقِیَ عَلَیْهِمُ الْجِهادُ الْاکْبَرُ آفرین! آفرین بر مردمی که از نبرد کوچک بازگشته‌اند و نبرد بزرگ بر آنها باقی مانده است. عرض کردند: یا رسولَ اللَّه! وَ مَا الْجِهادُ الْاکْبَرُ؟ نبرد بزرگ چیست؟ فرمود: جِهادُ النَّفْسِ «۱» مجاهده با نفس امّاره از جهاد با انسان دیگر بزرگتر است. پس جهاد با نفس را هم اسلام گفته است.

پاورقی : (۱) وسائل، ج ۱۱/ ص ۱۲۲



کلمات کليدی : جهاد نفس
منبع : فصل نهم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۱۹۵-۱۹۷
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لطفاً نظر خود را بنویسید: