مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۶۶

قوّت روحی و جسمی پیامبر صلی الله علیه و آله

نویسنده کتاب محمّد، پیامبری که از نو باید شناخت «۲» دو چیز را خوب پرورش داده است «۳». یکی از آن دو چیزی که خوب مجسم کرده، این است که پیغمبر صلی الله علیه و آله در شرایطی قرار می‌گرفت که از نظر سیاسی و اجتماعی امیدش از همه جا قطع بود، تمام شرایط علیه او بود و بین او و پیروزی به اندازه یک مو هم پیوند نبود ولی

پاورقی : (۲) [نویسنده این کتاب کونستان ویرژیل گیورگیو، اهل رومانی است.] (۳) البته در این کتاب نقاط ضعف زیادی هم هست. بالاخره یک خارجی بر همه مدارک آنچنان که باید، تسلط ندارد.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۶۷

پیغمبر هیچ وقت اراده خودش را نمی‌باخت؛ اراده پیغمبر در همه احوال مانند کوهی بود که یک ذره تزلزل در آن پیدا نمی‌شد. واقعاً قدرت روحی پیغمبر در این مدت بیست و سه سال عجیب است! وقتی انسان مطالعه می‌کند، حیرت‌انگیز است و شاعر- که ظاهراً حسّان بن ثابت است- در زمان خود پیغمبر درست گفته است:
لَهُ هِمَمٌ لا مُنْتَهی لِکِبارِها
وَ هِمَّتُهُ الصُّغْری اجَلُّ مِنَ الدَّهْرِ
بعلاوه پیغمبر از نظر قدرت و قوّت ظاهری هم مردی قوی بود. اندام پیغمبر، اندام یک دلیر و یک دلاور بود. مردی قوی و شجاع بود و مجموع اندامش اندام یک مرد شجاع بود: کانَ بادِناً مُتَماسِکاً «۱» پیغمبر نه چاق بود و نه لاغر، متوسط بود؛ بدنش گوشت داشت اما گوشت متماسک. بدن متماسک یعنی مثل بدن آدمهای ورزشکار، از این جهت که گوشت بدنشان سفت و محکم به یکدیگر چسبیده است. آدمهایی که چاق هستند و پی در بدنشان جمع شده، گوشت بدنشان شل است، ولی پیغمبر این‌جور نبود. اصلًا شجاعت پیغمبر در حدی بود که علی علیه السلام می‌فرماید: گاهی که شرایط بر ما سخت می‌شد به پیغمبر پناه می‌بردیم: وَ کُنّا اذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَیْنا بِرَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله «۲». حدود هشت سال پیش «۳» که برای اولین بار به مکه مشرف شدم، خوابی در مکه دیدم که خیلی عجیب بود! در آنجا پیغمبر اکرم را از پشت سر مشاهده کردم، اندام عجیبی دیدم و در عالم خواب به یاد جمله امیرالمؤمنین افتادم، گفتم بی‌جهت نیست که علی علیه السلام می‌فرماید: وَ کُنّا اذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَیْنا بِرَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.. پیغمبر اکرم اینچنین بود: قوی بود، شجاع بود، قوّت را ستایش می‌کرد و شجاعت را نیز ستایش می‌کرد. پس در اسلام قوّت و قدرت ستایش شده؛ یعنی اسلام آن را به عنوان یک ارزش برای انسان می‌شناسد.

پاورقی : (۱) مکارم اخلاق، ص ۱۲ (۲) نهج البلاغه، قسمت کلمات غریب، رقم ۹ (۳) [یعنی سال ۱۳۴۵]



منبع : فصل دهم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۲۳۸-۲۳۹
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لطفاً نظر خود را بنویسید: