نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۵۴۶

نصیحت علی علیه السلام

شخصی آمد خدمت مولای متقیان علی علیه السلام و گفت: یا امیرالمؤمنین! مرا نصیحت کن. علی علیه السلام نصایح زیادی کرد. دو جمله اولش را برایتان عرض می‌کنم، فرمود: لا تَکُنْ مِمَّنْ یَرْجُو الْاخِرَةَ بِغَیْرِ عَمَلٍ وَ یُرَجِّی التَّوْبَةَ بِطولِ الْامَلِ، یَقولُ فِی الدُّنْیا بِقَوْلِ الزّاهِدینَ وَ یَعْمَلُ فیها بِعَمَلِ الرّاغِبینَ «۳». همین دو جمله فعلًا ما را بس. فرمود: نصیحت من به تو اینکه از آن کسان مباش که امید به آخرت دارد اما می‌خواهد بدون عمل به

پاورقی : (۳) نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۱۴۲.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۵۴۷

آخرت برسد؛ مثل همه ما. ما می‌گوییم حبّ علی بن ابی طالب کافی است. تازه حبّ ما حبّ حقیقی نیست؛ اگر حبّ حقیقی بود عمل هم پشت سرش بود. می‌گوییم همین وابستگی ظاهری کافی است! خیال می‌کنیم علی علیه السلام از کسانی است که احتیاج دارد، و اگر افرادی انتساب دروغین هم داشته باشند دیگر بسیار خوب، ما عجالتاً سیاهی لشکر می‌خواهیم، سیاهی لشکر هم کافی است! ما خیال می‌کنیم یک گریه دروغین بر امام حسین کافی است. ولی امیرالمؤمنین فرمود اینها دروغ است. اگر حبّ علی بن ابی طالب تو را به عمل کشاند، بدان حبّ تو صادق و راستین است. اگر گریه بر حسین بن علی تو را به سوی عمل کشاند، بدان که تو بر حسین بن علی گریه کرده‌ای و گریه تو راستین است. اگر نه، فریب شیطان است. جمله دوم: وَ یُرَجِّی التَّوْبَةَ بِطولِ الْامَلِ ای مرد! از آن کسان مباش که احساس نیاز به توبه را در وجود خود دارند اما همیشه می‌گویند دیر نمی‌شود، وقت باقی است. برادر! اگر علی بیاید و من و تو هم برویم خدمتش و بگوییم آقاجان! ما را نصیحت کن، چنین جمله‌ای به ما می‌گوید: لا تَکُنْ مِمَّنْ یَرْجُو الْاخِرَةَ بِغَیْرِ عَمَلٍ وَ یُرجِّی التَّوْبَةَ بِطولِ الْامَلِ. تا کی بگوییم آقا دیر نمی‌شود، حالا وقت باقی است؟! تا هنوز جوان هستیم می‌گوییم‌ای آقا! جوان بیست ساله که دیگر وقت توبه کردنش نیست. عجیب این است که بعضی افراد پیر و کهنسال وقتی یک جوان را می‌بینند که متوجه عبادت است و به گناه خودش توجه دارد و در حال توبه و ندامت است، می‌گویند: ای آقا! تو جوانی، هنوز وقت این حرفها برای تو نرسیده. اتفاقاً جوانی بهترین وقتش است. یک شاخه تا وقتی که هنوز تازه است، آمادگی بیشتری برای راست شدن دارد؛ هرچه بزرگتر و خشکتر بشود، آمادگی‌اش کمتر می‌شود. بعلاوه، چه کسی به این جوان قول داده که او پا به سن بگذارد، میانه مرد بشود، از میانه مردی بگذرد و پیر بشود؟ تا جوانیم می‌گوییم جوانیم. در میانه مردی هم که می‌گوییم حالا خیلی وقت داریم، توبه وقتش پیری است، وقتی که پیر شدیم، از همه کارها افتادیم و همه قدرتها از ما گرفته شد، آن وقت توبه می‌کنیم. نمی‌دانیم که اشتباه کرده‌ایم؛ آن وقت اتفاقاً هیچ توبه نمی‌کنیم، آن وقت دیگر حال توبه برایمان نمی‌ماند، آنقدر در زیر بار معاصی کمر ما خم شده است که دل ما دیگر حاضر برای توبه کردن نیست. دل یک جوان آماده‌تر است برای توبه کردن تا دل یک پیر. چه خوب می‌گوید مولوی:

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۵۴۸

خاربن در قوّت و برخاستن
خارکن در سستی و در کاستن
مثلی می‌آورد، می‌گوید شخصی خاری را در سر راه مردم کاشته بود. این خار بزرگ شد. گفتند: آقا بیا این خار را بکَن. گفت: دیر نمی‌شود، بوته خاری است کنده می‌شود. دوباره گفتند. باز گفت: دیر نمی‌شود، حالا می‌کَنیم، یک سال دیگر می‌کَنیم! سال بعد بوته خار بزرگتر شد ولی خارکن چطور؟ پیرتر شده. گفتند: بیا بکن. گفت: دیر نمی‌شود، بعد می‌کَنیم. سال به سال بوته خار بیشتر رشد می‌کرد، بیشتر ریشه می‌دوانید، تنه‌اش کلفت‌تر، خارهایش تیزتر و خطرش بیشتر می‌شد اما خارکن پیرتر و از نیرویش کاسته می‌شد:
خاربن در قوّت و برخاستن
خارکن در سستی و در کاستن
می‌خواهد بگوید این ملکات رذیله، اخلاق فاسد، روزبه روز در وجود تو مثل آن بوته خار بیشتر رشد می‌کند، بیشتر ریشه می‌دواند، تنه‌اش کلفت‌تر، خارهایش تیزتر و خطرش بزرگتر می‌شود، ولی تو خودت روزبه روز پیرتر می‌شوی و از نیرویت، از آن نیروهای مقدس تو کاسته می‌شود. وقتی که جوان هستی، مثل یک آدم قوی و نیرومندی هستی که می‌خواهد یک نهال را بکَند؛ به سرعت می‌کنی، ریشه‌اش را هم می‌کنی می‌اندازی دور. اما وقتی که پیر شدی، مثل یک آدم سست قوّه‌ای هستی که می‌خواهد یک درخت قوی را با دست خودش بکَند، هرچه زور می‌زند درخت از ریشه در نمی‌آید. به خدا قسم یک روزش یک روز است، یک ساعتش یک ساعت است، یک شب را اگر به تأخیر بیندازیم اشتباه می‌کنیم! نگویید فردا شب شب بیست و سوم ماه رمضان است، یکی از لیالی قدر است و برای توبه بهتر است؛ نه، همین امشب از فردا شب بهتر است، همین ساعت از یک ساعت بعد بهتر است، هر لحظه از لحظه بعدش بهتر است. عبادت بدون توبه قبول نیست، اول باید توبه کرد. گفت: «شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام» اول باید شستشو کرد، بعد وارد آن محل پاک و پاکیزه شد. ما تا توبه نکنیم، چه عبادتی می‌کنیم؟! ما توبه نمی‌کنیم و روزه می‌گیریم! توبه نمی‌کنیم و نماز می‌خوانیم! توبه نمی‌کنیم و به حج می‌رویم! توبه نمی‌کنیم و قرآن می‌خوانیم! توبه نمی‌کنیم و ذکر می‌گوییم! توبه نمی‌کنیم و در مجالس ذکر شرکت می‌کنیم! به خدا قسم اگر شما یک توبه بکنید تا پاک بشوید و بعد یک شبانه روز با حالت توبه و پاکی نماز بخوانید، همان یک شبانه روز به اندازه ده سال شما را جلو

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۵۴۹

می‌برد و به مقام قرب پروردگار می‌رساند. سوراخ دعا را گم کرده‌ایم، راهش را بلد نیستیم.


منبع : فصل سوم (1) از کتاب آزادی معنوی
شماره صفحه در کتاب منبع : ۱۲۲-۱۲۵
تاریخ ایراد سخنرانی : ۴ آذر ۱۳۴۹ (۲۵ رمضان ۱۳۹۰)

لطفاً نظر خود را بنویسید: