نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۱۹

جامعیت نهج البلاغه

نهج البلاغه- که من نمی‌توانم بگویم کتاب علی است «۲»- چگونه کتابی است؟ در

پاورقی : (۲) چون مع الاسف انتخابی است که سیدرضی از قسمتهایی از سخنان امیرالمؤمنین کرده است. سید رضی که مردی ادیب بوده، فقط می‌توانسته با یک جنبه از نهج البلاغه تماس بگیرد. او شاهکارهای ادبی کلام امیرالمؤمنین را انتخاب کرده است. آنچه که الآن در نهج البلاغه هست در حدد ۲۲۹ خطبه است، در صورتی که مسعودی صاحب مروج الذهب که صدسال قبل از سید رضی بوده- چون در متن مروج الذهب گاهی می‌نویسد الآن سال ۳۳۳ است- می‌گوید: «الآن در حدود ۴۸۰ خطبه از علی علیه السلام در دست مردم است.» با این وصف چطور بعضی می‌گویند که نهج البلاغه بعد از سیدرضی پیدا شده است؟!

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۲۰

نهج البلاغه عناصر گوناگون را می‌بینید. وقتی انسان نهج البلاغه را مطالعه می‌کند، گاهی خیال می‌کند بوعلی سیناست که دارد حرف می‌زند؛ یک جای دیگر را که مطالعه می‌کند، خیال می‌کند ملّای رومی یا محیی الدین عربی است که دارد حرف می‌زند؛ جای دیگرش را که مطالعه می‌کند، می‌بیند یک مرد حماسی مثل فردوسی است که دارد حرف می‌زند، یا فلان مرد آزادیخواه که جز آزادی چیزی سرش نمی‌شود دارد حرف می‌زند؛ یک جای دیگر را که مطالعه می‌کند، خیال می‌کند یک عابد گوشه نشین و یک زاهد گوشه گیر و یا یک راهب دارد حرف می‌زند. همه ارزشهای انسانی را [در آن می‌بینیم] چون سخن، نماینده روح گوینده است. ببینید علی چقدر بزرگ است و ما چقدر کوچک! تا حدود پنجاه سال پیش که گرایش جامعه ما در مسائل دینی و مذهبی فقط روی ارزش زهد و عبادت بود، وقتی واعظی بالای منبر می‌رفت کدام قسمت از نهج البلاغه را می‌خواند؟ حدود ده تا بیست خطبه بود که معمول بود خوانده شود. کدام خطبه‌ها؟ خطبه‌های زهدی و موعظه‌ای نهج البلاغه [مانند خطبه‌ای که این‌طور شروع می‌شود:] ا یُّهَا النّاسُ انَّمَا الدُّنْیا دارُ مَجازٍ وَ الْاخِرَةُ دارُ قَرارٍ، فَخُذوا مِنْ مَمَرِّکُمْ لِمَقَرِّکُمْ «۱». باقی خطبه‌های نهج البلاغه مطرح نبود، چون اصلًا جامعه نمی‌توانست آنها را جذب کند. جامعه به سوی یک سلسله ارزشها گرایش پیدا کرده بود و همان قسمت نهج البلاغه که در جهت آن گرایشها و ارزشها بود، معمول بود. صد سال می‌گذشت و شاید یک نفر پیدا نمی‌شد که فرمان امیرالمؤمنین به مالک اشتر را که خزانه‌ای از دستورهای اجتماعی و سیاسی است بخواند، چون اصلًا روح جامعه این نشاط و این موج را نداشت. مثلًا آنجا که علی علیه السلام می‌گوید: فَانّی سَمِعْتُ رَسولَ اللَّه صلی الله علیه و آله یَقولُ فی غَیْرِ مَوْطِنٍ: لَنْ تُقَدَّسَ امَّةٌ لایُؤْخَذُ

پاورقی : (۱) نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۲۱

لِلضَّعیفِ فیها حَقُّهُ مِنَ الْقَویِّ غَیْرَ مُتَتَعْتِعٍ «۱». می‌فرماید از پیغمبر مکرر شنیدم که می‌فرمود: هیچ امتی به مقام قداست و طهارت و مبرّا و خالی بودن از عیب نمی‌رسد مگر اینکه قبلًا به این مرحله رسیده باشد که ضعیف در مقابل قوی بایستد و حق خود را مطالبه کند بدون اینکه لکنت زبان پیدا کند. جامعه پنجاه سال پیش نمی‌توانست ارزش این حرف را درک کند چون جامعه یک ارزشی بود، فقط به سوی یک ارزش یا دو ارزش گرایش پیدا کرده بود «۲»، ولی در کلام علی علیه السلام همه ارزشهای انسانی هست و این ارزشها در تاریخ زندگی و شخصیت او موجود است.

پاورقی : (۱) نهج البلاغه، نامه ۵۳ (۲) جامعه خودمان را نمی‌خواهم تقدیس کنم، ولی باز در جامعه ما بعضی ارزشها پیدا شده که خیلی جای خوشوقتی است. اما این بیم را دارم که این ارزشها باز یکجانبه و یکطرفه شود و سبب محو بعضی ارزشهای دیگر گردد.



منبع : فصل دوم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۴۴-۴۶
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لطفاً نظر خود را بنویسید: