مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۷۶

اختیار و مسئولیت انسان

از جمله سؤالاتی که درباره انسان مطرح است، مسئله آزادی و اختیار انسان و مسئله مسئولیت و رسالت انسان است. آیا واقعاً انسان یک موجود آزاد و مختار است؟ و آیا مسئولیتی دارد؟ و آیا رسالتی دارد که باید آن رسالت را انجام بدهد؟ البته اگر جواب را از نظر منطق اسلامی بخواهید، باید بگویم صددرصد. در قرآن سوره‌ای است به نام سوره انسان که «الدَّهر» هم به آن می‌گویند، و از این جهت سوره «انسان» نامیده می‌شود که در اول این سوره، از انسان نام برده شده است و از اختیار و آزادی و رسالت و مسئولیت انسان. این سوره با این آیات شروع می‌شود: هَلْ اتی عَلَی الْانْسانِ حینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکوراً. انّا خَلَقْنَا الْانْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ امْشاجٍ نَبْتَلیهِ فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً. انّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ امّا شاکِراً وَ امّا کَفوراً «۱». بنابراین انسان یک موجود مجبور در مقابل دستگاه و خالق خلقت نیست. خالق خلقت از او چه خواسته است؟ از او آزادی خواسته است، او را به صورت یک موجود آزاد آفریده است، به صورت یک موجود مسئول، به صورت موجودی

پاورقی : (۱) دهر (انسان)/ ۱- ۳.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۷۷

که رسالتی به عهده دارد. و حتی بزرگترین تعبیرات که دیگر شما تعبیری از این بالاتر نمی‌توانید پیدا کنید، تعبیری است که قرآن درباره انسان کرده، می‌فرماید: «خَلیفَةُ اللَّه» جانشین خدا. قطعاً هیچ کتابی مثل قرآن انسان را تمجید و تقدیس نکرده است؛ می‌گوید در آغاز خلقت انسان به فرشتگان اعلام کردیم: انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً «۱» می‌خواهم جانشین در زمین بیافرینم. فرشتگان به اعتراض و سؤال برخاستند. خدا به ایشان گفت: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید. خدای روی زمین (وقتی می‌گوییم نیمه خدایی، معنایش همین است). این، حکایت از چه می‌کند؟ از استعدادهای فراوانی که در وجود این موجود هست. وَ عَلَّمَ ادَمَ الْاسْماءَ کُلَّها «۲». ببینید اسلام- که خود از جنبه‌های فلسفی یک مکتب انسانیت است- برای انسان چه مقامی قائل است! به یک صورت رمزآمیز می‌گوید. تمام «اسم» ها را دانستن. (اسم یک چیز یعنی کلید شناختن آن چیز.) کلید شناختن همه چیز را ما به او تعلیم کردیم. بعد فرشتگان عالم بالا را در میدان مسابقه این انسان آوردیم. انسان از فرشتگان برنده شد. بعد به ایشان گفتیم: فرشتگان! نگفتم من چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟! شما آن طرف سکه را خواندید، گفتید: این موجود چون دارای شهوت و غضب است، خونریزی می‌کند، آدمکشی و خرابکاری می‌کند. ولی این طرف سکه را نخوانده بودید. همه اعتراف کردند که: سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا الّا ما عَلَّمْتَنا «۳» خدایا اعتراف می‌کنیم که ما نمی‌دانیم؛ ما فقط آنچه را که تو به ما تعلیم کنی می‌دانیم. از جهالتمان بود که آن سخن را گفتیم. آن وقت به فرشتگان گفتیم: در پیشگاه این موجود خضوع و سجده کنید «۴» (وَ اذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدوا لِادَمَ فَسَجَدوا الّا ابْلیسَ) «۵». به هرحال بزرگترین تعبیر از نظر قائل بودن رسالت و آزادی و اختیار برای انسان همین است که او را خلیفه و جانشین حق می‌داند، مکمّل وجود و هستی

پاورقی : (۱) بقره/ ۳۰. (۲) بقره/ ۳۱. (۳) بقره/ ۳۲. (۴) یعنی چه که شما بخواهید فرشتگان را به قوای این جهان تعبیر کنید؟! به چیز دیگر تعبیر نکنید. می‌گوییم فرشتگان موجوداتی هستند که تمام قوای این جهان مسخّر آنهاست. (۵) بقره/ ۳۴.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۷۸

می‌داند: منِ خدا که خودم خلّاقم، قسمتی از خلّاقیتم را به تو تفویض کردم، به عهده تو گذاشتم، تو بایستی انجام بدهی، تو مظهر فعالیت و خلاقیت منی.


منبع : فصل هشتم از کتاب آزادی معنوی
شماره صفحه در کتاب منبع : ۲۵۰-۲۵۲
تاریخ ایراد سخنرانی : این سخنرانی در دانشکده فنی دانشگاه تهران ایراد شده و تاریخ آن مشخص نیست.

لطفاً نظر خود را بنویسید: