نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۴۳

مسئله بست

اسلام بست ندارد. در قدیم بست بود و خوب شد آن بستها ور افتاد. کسی که جرمی مرتکب می‌شد و مأمورین می‌خواستند او را بگیرند، می‌رفت به خانه یک مرد متنفّذ، یک عالم روحانی و آنجا می‌نشست و هیچ قدرتی نمی‌توانست او را از بست خارج کند. جرم مرتکب شده بود و به حکم قانون عرفی و قانون شرعی باید محاکمه و مجازات شود، ولی نه، آقا رفته در فلان خانه بست نشسته و چه کسی جرئت می‌کند او را از بست بیرون بیاورد؟ ما خیال می‌کنیم در دستگاه الهی هم از این بستهای موهوم وجود دارد! نه، این جور نیست. قسم به خود حسین بن علی علیه السلام این جور نیست. قسم به خود حضرت رضا علیه السلام این جور نیست. اصلًا این خلاف فکر حسین بن علی علیه السلام است، خلاف فکر علی بن ابی‌طالب علیه السلام است، خلاف فکر

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۴۴

حضرت رضا علیه السلام است. آنها در همه عمرشان و در زندگی خودشان این حرفها را نپذیرفتند، آیا در مماتشان می‌پذیرند؟! شما وقتی نهج‌البلاغه را مطالعه می‌کنید می‌بینید در این کتاب دو مطلب است که مرتب تکرار می‌شود: تقوا و عمل. ما چشمهایمان را می‌بندیم و می‌گوییم اینها را قبول نداریم. ما نه به تقوا اعتقاد داریم و نه به عمل، یک عمر زندگی می‌کنیم بدون تقوا و عمل، بعد وصیت می‌کنیم که ما را ببرند در نجف دفن کنند، کارمان درست می‌شود!!

دو حدیث نبوی

دو حدیث در همین زمینه از رسول اکرم صلی الله علیه و آله بخوانم. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در روزهای اول بعثتشان که آیه نازل شد: وَ انْذِرْ عَشیرَتَک الْاقْرَبینَ «۱» بنی‌هاشم را جمع کرد و فرمود: بنی‌هاشم! بنی‌عبدالمطّلب! نبینم که در روز قیامت مردم دیگر بیایند در محضر عدل پروردگار با توشه عمل صالح ولی شما بیایید و اتّکالتان به من باشد و بگویید پیغمبر از ماست که این به حالتان فایده نخواهد بخشید. و از این بالاتر در روایت است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله رو می‌کند به یگانه فرزند عزیزش وجود مقدس صدیقه طاهره سلام‌اللَّه علیها- آن کسی که درباره‌اش می‌گوید: بِضْعَةٌ مِنّی او پاره جگر من است- و می‌فرماید: یا فاطِمَةُ اعْمَلی بِنَفْسِک دخترکم! خودت برای خودت عمل کن انّی لااغْنی عَنْک شَیئاً من به درد تو نمی‌خورم، از انتسابت با من کاری ساخته نیست. تعلیمات مرا بپذیر و دستورات مرا عمل کن، مگو پدرم پیغمبر است. پدرم پیغمبر است، به دردت نمی‌خورد، به دستور پدرت عمل کردن به دردت می‌خورد. شما وقتی زندگی حضرت زهرا را مطالعه می‌کنید، می‌بینید در فکر این انسان کأ نّه وجود ندارد که من دختر پیغمبر آخرالزمان هستم. حدیث است که وقتی به محراب عبادت می‌ایستاد بدنش به لرزه در می‌آمد، ماهیچه‌های بدنش می‌لرزید، از خوف خدا گریه می‌کرد. شبهای جمعه را تا صبح نمی‌خوابید و می‌گریست. زندگی علی بن ابی‌طالب علیه السلام را ببینید. من نمی‌دانم چرا ما این جور شدیم؟! اگر بناست این نسبتها منهای عمل به درد بخورد، اگر عمل در کار اثری نداشته باشد، حضرت زهرا که از همه شایسته‌تر بود و همچنین امام زین‌العابدین علیه السلام، امام حسن علیه السلام، امام

پاورقی : (۱). شعراء/ ۲۱۴.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۴۵

حسین علیه السلام و خود علی بن ابی‌طالب علیه السلام که گاهی می‌دیدند در دل شب از خوف خدا غش کرده است، چه علتی داشت؟ آیا او فکر نمی‌کرد که من اولین مؤمن به اسلام هستم، من داماد پیغمبر هستم و پیغمبر شخصاً به من علاقه دارد؟ این، تعلیم اسلام بود. اسلام وقتی صحیح تعلیم داده می‌شد نتیجه‌اش این بود که پسر پیغمبر روی انتسابش به پیغمبر هرگز حساب نمی‌کرد، روی عمل خودش حساب می‌کرد، حسابش فقط روی این بود که برنامه پیغمبر را اجرا کند. این یکی از آسیبهایی است که بر تفکر اسلامی از صدر اسلام وارد شد، اما این آسیب در صدر اسلام ضعیف بود و عرض کردم که شیعیان و اکثریت اهل تسنن در مقابل این فکر بودند، اما به علل مختلفی این فکر توسعه پیدا کرد و مثل یک خوره که ما را بخورد، خورد.


شماره صفحه در کتاب منبع : ۴۶-۴۸
تاریخ ایراد سخنرانی : ۱۳۴۹/۲/۱۱ هجری شمسی (۲۴ صفر ۱۳۹۰) - حسینیۀ ارشاد

لطفاً نظر خود را بنویسید: