نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۵۳

زهد در اسلام

کلمه «زهد» را ما در قرآن به مفهومی که الآن می‌گوییم که انسان باید زاهد باشد، نداریم. ولی این کلمه مسلّماً در سنت پیغمبر و اخبار و احادیث ائمه اطهار آمده است. در خود کلمه زهد و در مفهوم و معنی آن هیچ نمی‌شود شک کرد که در قرآن آمده است و مخصوصاً در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام زیاد است.

زهد منفی

در میان ما کلمه زهد خیلی رایج است ولی ما اگر زاهد را آن طوری که در اخبار و سنت معرفی کرده‌اند بخواهیم جستجو کنیم می‌بینیم آن زاهد غیر از زاهدی است که ما امروز در جامعه می‌شناسیم. می‌بینید لقب «زاهد» را به خیلی از افراد می‌دهند. می‌گویند فلان کس آدم بسیار زاهدی است. وقتی که می‌رویم سراغ زهد این آدم (البته این‌جور آدمها خوبیهایی هم دارند) می‌بینیم زهد این آدم فقط جنبه منفی دارد و بس؛ یعنی آدمی است که در زندگی به کم قناعت می‌کند. می‌گوییم هرکسی که در زندگی به کم قناعت کند زاهد است؛ ولی این جور نیست. جزء شرایط زاهد یکی همین است که در زندگی شخصی و فردی خودش طوری باشد که به کم بتواند قناعت کند و این فلسفه بسیار بسیار بزرگی دارد. اما نه هرکس که به کم قناعت کرد او زاهد است. این مطلب را مقداری برایتان توضیح

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۵۴

می‌دهم. زهد مربوط به مال و ثروت دنیا و حتی مربوط به مقامات دنیوی است. شما اگر بپرسید که در اسلام مال و ثروت دنیا خوب است یا بد؟ جواب این است که مال و ثروت دنیا برای چه هدفی؟ ثروت خودش قدرت است، پست و مقام هم قدرت است، این قدرت را شما برای چه هدف و منظوری می‌خواهید؟ یک وقت جنابعالی آدمی هستید بنده و اسیر شهوات خودتان، می‌خواهید به وسیله این مال و ثروت که قدرت است هوسهای فردی و شخصی خودتان را اشباع کنید. اگر شما بنده هوای نفس باشید، هرچه را در راه هوای نفس مصرف کنید، خواه مال و ثروت باشد، خواه جاه و مقام و خواه علم و یا عبادت و دین، هر چیزی که در خدمت هوا و هوس قرار بگیرد، بد می‌شود. اما شما اگر اول خودتان را اصلاح کردید، اگر هواپرست نبودید و خودی را از خودتان دور کردید، اگر کسی بودید که در اجتماع هدف داشتید، هدف اجتماعی، خدایی و الهی داشتید، آن وقت مال و ثروت را که قدرت است در طریق هدف مقدس خودتان به کار بردید، این عبادت است. جاه و مقام را هم اگر شما برای هدفهای معنوی خودتان بخواهید، عبادت است. این را از خودم نمی‌گویم، تعبیر امام صادق علیه السلام است. عده‌ای از همین زاهدهای احمقی که در همان زمان تازه پیدا شده بودند، در مسئله زهد با امام مباحثه می‌کردند. حضرت به آنها فرمود: اگر مطلب این جوری است که شما می‌گویید، پس چرا یوسف پیغمبر که قرآن او را پیغمبر می‌داند و بنده صالح خداست وقتی که معلوم می‌شود گنهکار نیست و تبرئه می‌شود و از زندان بیرون می‌آید فوراً به عزیز مصر می‌گوید: اجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ الْارْضِ انّی حَفیظٌ عَلیمٌ «۱». یوسف بزرگترین پستها را می‌خواهد، می‌گوید: تمام وزارت دارایی را، هرچه هست، در اختیار من بگذار. چرا قرآن این را از یوسف نقل کرده و بر او عیب نگرفته و یوسف را دنیاپرست معرفی نکرده است؟ چون یوسف دنیاپرست نبود و از اول زندگی نشان داد که خداپرست است نه دنیاپرست. یوسف آن پست و مقام و هرچه را که می‌خواست، برای هدفهای معنوی و الهی می‌خواست و چون برای هدفهای معنوی و الهی می‌خواست، این دیگر دنیا نیست، عین آخرت است.

پاورقی : (۱) . یوسف/ ۵۵.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۵۵

مسئله ولایت از قِبَل جائر

علمای اسلام می‌گویند ولایت از قبل جائر حرام است؛ یعنی اگر حکومت ظالمی باشد و کسی بخواهد از ناحیه این حکومت ظالم پست بگیرد عمل حرامی مرتکب شده و حرام بزرگی است، ولی اگر کسی بخواهد پست را از ناحیه حکومت ظالم بگیرد اما هدفش از گرفتن این پست خدمت و نجات دادن مظلومان باشد، نه تنها گناه نیست، به فتوای بعضی از علما مستحب و به فتوای بعضی دیگر واجب است. قبول پست از ناحیه حکومت ظالم برای کسی که هدفش از این کار خدمت و مبارزه با ظلم و نجات مظلوم است، نه تنها حرام نیست بلکه به قولی واجب و به قولی مستحب است. ثروت هم از همین قبیل است. شما ثروت را برای چه منظوری جمع می‌کنید؟ این قدرت را برای چه هدفی کسب می‌کنید؟ وقتی که شما اخلاقتان تهذیب شده بود، وقتی که این کار را برای هدف معنوی بزرگی انجام می‌دهی، باید این کار را بکنی، اگر نکنی گناه است.

زهد، قدرت روحی است نه ضعف اقتصادی

اسلام طرفدار دو قدرت است: یکی قدرت روحی و دیگر قدرت اقتصادی. طرفدار قدرت روحی است به این معنی که می‌گوید از ناحیه اخلاقی شما باید آنقدر قوی و نیرومند باشید که به دنیا و مافیهایش اعتنا نداشته باشید، بنده و اسیر دنیا نباشید. چه عالی می‌فرماید امیرالمؤمنین: الزُّهْدُ کلُّهُ بَینَ کلِمَتَینِ مِنَ الْقُرْ انِ «۱». علی علیه السلام که زهد را از جنبه قوّت روحی تفسیر می‌کند، می‌فرماید: خدا در قرآن بیان کرده: لِکیلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکمْ وَ لاتَفْرَحوا بِما اتیکمْ «۲». وقتی از ناحیه روحی به این مقام رسیدید که اگر تمام دنیا به شما رو بیاورد شادی‌زده و اسیر نمی‌شوید و اگر تمام دنیا را از شما بگیرند روحتان شکست نمی‌خورد، در این صورت شما زاهد هستید. اسلام طرفدار دو قوّت است. این دو قوّت مربوط به مسئله زهد و دنیاست. از ناحیه روحی ما باید آنقدر قوی و نیرومند باشیم که مال و ثروت دنیا نتواند ما را بنده خودش قرار بدهد،

پاورقی : (۱). نهج‌البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۴۳۱، صفحه ۱۲۹۱. (۲). حدید/ ۲۳.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۵۶

و از نظر اقتصادی باید کوشش کنیم مال و ثروت را از طریق مشروع در اختیار خودمان بگیریم تا بتوانیم از این قدرت مادی و اقتصادی استفاده کنیم. وقتی که دانستید اسلام طرفدار این دو قدرت است، قدرت اخلاقی و قدرت اقتصادی، می‌بینید ما زاهدهایی هستیم که در هر دو ناحیه طرفدار ضعف هستیم و ضعف داریم.

زاهدهای ما، هم ضعف اخلاقی دارند و هم ضعف اقتصادی

ما زاهدی هستیم که همیشه از قدرت اقتصادی، از ثروت دوری گزیده‌ایم، یعنی ضعف را انتخاب کرده‌ایم. مردمی که پول و ثروت نداشته باشند، مسلّم است کاری را که از اقتصاد ساخته است نمی‌توانند انجام بدهند و باید دست دریوزگی پیش دیگران دراز کنند. از ناحیه روحی هم اتفاقاً ضعیف هستیم. چون وقتی ما خودمان را به این ترتیب تربیت کردیم که به وسیله دور نگه داشتن خود از مال دنیا به خیال خودمان زاهد شدیم، یک روز که دنیا به همان زاهدها روی می‌آورد می‌بینیم اختیار از کفَش بیرون رفت. می‌بینیم نه از ناحیه روحی قوی هستیم نه از ناحیه اقتصادی. پس زهد در اسلام قوّت و قدرت روحی است. با این قوّت و قدرت روحی، مال و ثروت دنیا که قدرت دیگری است نه تنها به شما صدمه نمی‌زند بلکه در خدمت شما قرار می‌گیرد. عده‌ای که آمده بودند و به امام صادق علیه السلام اعتراض می‌کردند، فلسفه زهد را نفهمیده بودند، شنیده بودند علی بن ابی‌طالب علیه السلام در زمان خودش زاهد بوده و خیال می‌کردند که علی علیه السلام طرفدار این بوده که انسان باید در همه شرایط با لباس مندرس زندگی کند و نان جو بخورد، اما این نان جو خوردن فلسفه‌اش چیست، نفهمیده بودند. امام صادق علیه السلام بود که برای اینها تشریح می‌کرد تا فلسفه‌اش را بفهمند. علی علیه السلام چرا زاهد بود؟ برای اینکه می‌خواست انسان باشد. علی علیه السلام زاهدی نبود که یک گوشه افتاده باشد و اسم انزوا را زهد بگذارد.

علی علیه السلام و کارهای تولیدی

علی علیه السلام مردی بود که بیش از هرکسی وارد اجتماع می‌شد و فعالیت اجتماعی و تولید ثروت می‌کرد، ولی ثروت در کفَش قرار نمی‌گرفت، ثروت را اندوخته و ذخیره

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۵۷

نمی‌کرد. کدام کار تولیدی مشروع است که در آن زمان وجود داشته و علی علیه السلام انجام نداده است؟ اگر تجارت است او عمل کرده، اگر زراعت و باغداری و درختکاری است او انجام داده، اگر حفر قنوات است، اگر سربازی کردن است او انجام داده است. ولی در عین حال که همه این کارها را می‌کرد، زاهد بود. اتفاق می‌افتاد که می‌رفت در آن باغستانهای مدینه که مربوط به اهل کتاب و غیر مسلمانان بود و برای آنان کار می‌کرد، خدمت می‌کرد، مزد می‌گرفت و بعد مزد او بود که تبدیل به نان می‌شد. به خانه‌اش گندم و جو می‌آورد و صدّیقه طاهره سلام اللَّه علیها با دست خودش آنها را آرد می‌کرد، می‌پخت و در عین حال وقتی که به محتاجی، مسکینی، یتیمی، اسیری برخورد می‌کردند فوراً او را بر خودشان مقدّم می‌داشتند. این بود معنی زهد علی علیه السلام؛ شما این جور زاهد را پیدا کنید.


کلمات کليدی : ثروت
شماره صفحه در کتاب منبع : ۵۹-۶۳
تاریخ ایراد سخنرانی : ۳۱ اردیبهشت ۱۳۴۹ (۱۵ ربیع الاول ۱۳۹۰)

لطفاً نظر خود را بنویسید: