نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۷۵

مکتب محبت (مکتب معرفت)

مکتب دیگری در مورد انسان کامل وجود دارد که آن را، هم می‌توان مکتب محبت نامید و هم مکتب معرفت به معنای معرفة النفس. از چند هزار سال پیش در شرق آسیا افکار و اندیشه‌های بسیار بلندی وجود داشته که الآن هم کتابهای بسیار قدیمی هندی- که به فارسی هم ترجمه شده- وجود دارد، مثل اوپانیشادها که فوق العاده عالی است. استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی- سلّمه اللَّه تعالی- وقتی در چندین سال پیش برای اولین بار اوپانیشادها را خوانده بودند، خیلی اعجاب داشتند و می‌گفتند که مطالب بسیار بسیار بلندی در این کتابها هست که کمتر مورد توجه است. در این مکتب، محور همه کمالات انسان خودشناسی است. این مکتب می‌گوید: خودت را بشناس. البته «خودت را بشناس» را سقراط هم گفته است و همه پیغمبران هم گفته‌اند. پیغمبر اسلام هم فرموده است که: مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ. ولی در این مکتب فقط روی همین نکته تکیه شده است که خودت را بشناس. کتابی ترجمه شده است که حاوی تعدادی از مقالات و نامه‌های گاندی است

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۷۶و۱۷۷

به نام این است مذهب من که به نظر من کتاب خوبی است. گاندی در این کتاب «۱» می‌گوید: من از مطالعه اوپانیشادها به سه اصل پی بردم که این سه اصل برای من یک عمر دستورالعمل زندگی بود. اولین اصلی که گاندی ذکر می‌کند این است: تنها یک حقیقت در عالم وجود دارد و آن شناختن نفس است «۲»، خودت را بشناس! گاندی بر اساس همین مطلب، به قدری زیبا به دنیای فرنگ حمله می‌کند [آنجا که] می‌گوید: «فرنگی دنیا را شناخته و خودش را نشناخته و چون خودش را نشناخته، هم خودش را بدبخت کرده است و هم دنیا را» و عجیب در اینجا داد سخن می‌دهد و سخنش فوق العاده عالی است. اصل دوم: هرکه خود را شناخت، خدا را هم می‌شناسد و دیگران را هم می‌شناسد. اصل سوم: فقط یک نیرو و یک آزادی و یک عدالت وجود دارد و آن نیروی تسلط بر خویشتن است. هرکس بر خویشتن مسلط شد، بر اشیاء دیگر مسلط می‌شود و درست هم مسلط می‌شود. و تنها در دنیا یک نیکی وجود دارد و آن دوست داشتن دیگران مانند دوست داشتن خویش است و به عبارت دیگر دیگران را باید مانند خود انگاریم. اینها مقصودشان از «معرفت» همان معرفة النفس (شناختن خود) است. می‌دانید در فلسفه هندی مسئله «مراقبه» و در خود فرو رفتن مطرح است «۳». اساس فلسفه هندی بر شناختن نفس و مراقبه و طرد خاطرات و کشف حقیقتِ «خود» است و از شناختن خود، محبت پیدا می‌شود. پس انسان کامل در این مکتب یعنی انسانی که خود را بشناسد که اگر خود را شناخت، بر خود مسلط می‌شود و بعد که بر خود مسلط شد، نسبت به دیگران محبت پیدا می‌کند. حال می‌خواهید اسم این مکتب را «مکتب معرفت» بگذارید و یا «مکتب محبت».

پاورقی : (۱) ص ۱۱ (۲) در ترجمه فارسی نوشته شده: و آن، شناسایی «ذات» است. ولی در ترجمه اشتباه شده است. ذات و نفس خیلی به هم نزدیک است، اما «ذات» در فارسی این معنا را نمی‌دهد. باید در ترجمه فارسی گفته می‌شد: شناسایی نفس. (۳) البته حالا به صورت ریاضتهای شاقّه و کارهای جوکیها درآمده و چیزهای دیگری در آن پیدا شده است. من اینها را نمی‌گویم.


.
.
.
.
.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۷۸

اینها یک سلسله نظریات است که نظر اسلام را درباره هریک به تفصیل بیان خواهم کرد که اسلام برای عقل چقدر ارزش قائل است، برای آنچه آنها عشق می‌نامند چقدر ارزش قائل است و برای قدرت، مسئولیتهای اجتماعی و جامعه بی طبقه چقدر ارزش قائل است. هرکدام از اینها داستان مفصلی دارد.


منبع : فصل پنجم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۱۱۷-۱۱۹
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لطفاً نظر خود را بنویسید: