نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۰۱

آیا در اسلام مسئله‌ای به نام تهذیب و تزکیه نفس مطرح است؟ بدون شک؛ چون در متن قرآن این مطلب مطرح است: قَدْ افْلَحَ مَنْ زَکّیها. وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّیها «۱» بعد از هفت قسم متوالی می‌فرماید: رستگاری مال مردمی است که تزکیه نفس کرده‌اند و بدبخت آن مردمی هستند که نفس و روح و باطن خود را فاسد و تباه کرده‌اند.

علم افاضی

آیا در اسلام تصفیه نفس راهی است به سوی معرفت؟ در اینکه قرآن می‌گوید: هرکسی که تزکیه نفس کرد رستگار شد حرفی نیست، ولی آیا این تزکیه نفس راهی به سوی معرفت حق است یا راه معرفت فقط دلیل و برهان و استدلال یعنی همان راه حکما و فلاسفه است؟. تا این اندازه هم بدون شک مورد تأیید اسلام است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله جمله‌ای دارد که آن جمله را، هم شیعه و هم اهل تسنن روایت کرده‌اند و از مسلّمات است.

پاورقی : (۱) شمس/ ۹ و ۱۰

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۰۲

می‌فرماید: مَنْ اخْلَصَ لِلَّهِ ارْبَعینَ صَباحاً جَرَتْ یَنابیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلی لِسانِهِ «۱». هرکس چهل شبانه روز، خود را برای خدا خالص کند، یعنی چهل شبانه روز هیچ انگیزه‌ای در وجود او جز رضای حق حاکم نباشد: حرف بزند برای رضای خدا، سکوت کند برای رضای خدا، نگاه کند و نگاهش را بردارد برای خدا، غذا بخورد برای خدا، بخوابد و بیدار شود برای خدا، یعنی آنچنان برنامه‌اش را تنظیم کند و آنچنان روح خود را اصلاح کند که اساساً جز برای خدا برای چیز دیگری کار نکند، یعنی بشود ابراهیم خلیل اللَّه که انَّ صَلوتی وَ نُسُکی وَ مَحْیایَ وَ مَماتی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ «۲» نمازم، عبادتم و بلکه زندگی و مردنم، للَّه و برای اوست؛ آری پیغمبر فرمود: اگر کسی موفق شود چهل شبانه روز هوا و هوس را بکلی مرخص کند و در این چهل شبانه روز جز برای خدا کاری نکند و جز برای او زنده نباشد، چشمه‌های معرفت و حکمت از درونش می‌جوشد و بر زبانش جاری می‌شود. پس معلوم می‌شود که اسلام، علمی را که به آن «علم افاضی» می‌گویند (یعنی علمی که از درون می‌جوشد) قبول دارد. ضمن اینکه علم عقلی را قبول دارد و به سوی آن دعوت می‌کند، این علم را هم قبول دارد. به موسی می‌فرماید: ما یک بنده‌ای داریم، نزد او می‌روی و از او علم می‌آموزی، عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً «۳» ما به آن بنده از نزد خودمان علم دادیم؛ یعنی او علمش را از یک بشر نیاموخته، از درون و باطنش علمی جوشانده‌ایم «۴» حافظ با آن زبان رمزی شیرین خود همین حدیث را معنی می‌کند، می‌گوید:
سحرگه رهروی در سرزمینی
همی گفت این معما با قرینی
که‌ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی
باز پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود:

پاورقی : (۱) سفینة البحار، ماده خلص (۲) انعام/ ۱۶۲ (۳) کهف/ ۶۵ (۴) کلمه «علم لدنّی» از همین آیه قرآن اقتباس شده است.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۰۳

لَوْ لا انَّ الشَّیاطینَ یَحومونَ حَوْلَ قُلوبِ بَنی ادَمَ لَنَظَروا الی مَلَکوتِ السَّمواتِ «۱». اگر نه این است که شیاطین گِرد دلهای فرزندان آدم حرکت می‌کنند و غبار و تاریکی ایجاد می‌کنند، بنی آدم می‌توانست با چشم دل ملکوت را مشاهده کند. این حدیثی است که در برخی کتب خود ما مثل جامع السعادات آمده است. همچنین فرمود: لَوْ لا تَکْثیرٌ فی کَلامِکُمْ وَ تَمْریجٌ فی قُلوبِکُمْ لَرَایْتُمْ ما اری وَ لَسَمِعْتُمْ ما اسْمَعُ.. اگر نبود پرحرفی‌ها و حرفهای اضافی شما «۲» و اگر نبود تمریج «۳» در دل شما (که دلتان حالت چمن را دارد و هر حیوانی در آن می‌چرد)، می‌توانستید آنچه را که من می‌بینم ببینید و صداهایی را که من می‌شنوم بشنوید. یعنی لازم نیست آدم پیغمبر باشد تا بتواند این چیزها را ببیند و یا بشنود؛ گاهی غیر پیغمبر هم اینها را می‌شنود، مثل مریم که می‌شنید. علی علیه السلام کودک ده ساله‌ای بود که در کوه حرا همراه پیغمبر بود. اولین باری که وحی بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد و عالم برای پیغمبر دگرگون شد، علی علیه السلام همان صداهایی را که پیغمبر از غیب و ملکوت می‌شنید، می‌شنید. خود علی علیه السلام در نهج البلاغه نقل می‌کند، می‌گوید: وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطانِ حینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ صدای ناله شیطان را برای اولین بار که وحی نازل شد، شنیدم. به پیغمبر عرض کردم: یا رَسولَ اللَّه ما هذِهِ الرَّنَّةُ؟ این صدای ناله چیست؟ پیامبر فرمود: انَّکَ تَسْمَعُ ما اسْمَعُ وَ تَری ما اری بله، آنچه من می‌شنوم تو می‌شنوی و آنچه من می‌بینم تو می‌بینی، الّا ا نَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ «۴» ولی در عین حال تو پیغمبر نیستی.

پاورقی : (۱) محجة البیضاء، ج ۲/ ص ۱۲۵ (۲) زبان خیلی به انسان ضرر می‌زند. (۳) «مرج» یعنی چمن. (۴) خطبه ۱۹۰

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۰۴

بنابراین تصفیه نفس، اخلاص، دور کردن هوا و هوس نه تنها اثرش این است که قلب انسان را صاف می‌کند، بلکه اثر بیشتر و بالاتری دارد و آن این است که علم و حکمت از درون انسان می‌جوشد.


منبع : فصل هفتم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۱۵۲-۱۵۵
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لطفاً نظر خود را بنویسید: