لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۱۰

علت تفاوت کمال در انسان با سایر موجودات

همان کسانی که ما را از وجود فرشتگان آگاه کرده‌اند گفته‌اند که فرشتگان موجوداتی هستند که از عقل محض آفریده شده‌اند، از اندیشه و فکر محض آفریده شده‌اند؛ یعنی در آنها هیچ جنبه خاکی، مادی، شهوانی، غضبی و مانند اینها وجود ندارد؛ همچنان که حیوانات، صرفاً خاکی هستند و از آنچه قرآن آن را روح خدایی معرفی می‌کند بی‌بهره‌اند و این انسان است که موجودی است مرکّب از آنچه در فرشتگان وجود دارد و آنچه در خاکیان موجود است؛ هم ملکوتی است و هم مُلکی، هم عِلْوی است و هم سِفْلی. این تعبیر در متن حدیثی است که در اصول کافی

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۱۱

آمده است و اهل تسنن هم این حدیث را- ظاهراً با عبارت نزدیک به آن- نقل کرده‌اند. مولوی در مثنوی این حدیث را به صورت شعر آورده است:
در حدیث آمد که خلّاق مجید
خلق عالم را سه گونه آفرید
«۱» بعد می‌گوید یک گروه از نور مطلق آفریده شده‌اند و یک گروه دیگر- که مقصود حیوانات است- از خشم و شهوت آفریده شده‌اند و خدا انسان را مرکّب آفرید. پس انسان کامل همچنان که با یک حیوان کامل- مثلًا با یک اسبِ در حد اعلی و ایده آل و به حد کمال رسیده- متفاوت است، با یک فرشته کامل نیز متفاوت است. تفاوت انسان به دلیل همان ترکیب ذاتش است که در قرآن آمده است: انّا خَلَقْنَا الْانْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ امْشاجٍ نَبْتَلیهِ ما انسان را از نطفه‌ای آفریدیم که در آن مخلوطهای زیادی وجود دارد. مقصود این است که استعدادهای زیادی به تعبیر امروز در ژنهای او هست. [بعد می‌فرماید:] انسان به مرحله‌ای رسیده است که ما او را مورد آزمایش قرار می‌دهیم (این خیلی حرف است) یعنی به حدی از کمال رسیده که او را آزاد و مختار آفریدیم و لایق و شایسته تکلیف و آزمایش و امتحان و نمره دادن قرار دادیم. انّا خَلَقْنَا الْانْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ امْشاجٍ انسان را از نطفه‌ای که مجموعی از مشْجها یعنی استعدادهای گوناگون و ترکیبات گوناگون است، خلق کردیم و به همین دلیل او را در معرض امتحان و آزمایش و پاداش و کیفر و نمره دادن قرار دادیم. ولی موجودهای دیگر چنین شایستگی را ندارند. فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً، انّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ امّا شاکِراً وَ امّا کَفوراً «۲». از این بهتر و زیباتر، آزادی و اختیار انسان و ریشه و مبنای آن را نمی‌شود بیان کرد: او را مورد آزمایش قرار دادیم، راه را به او نمایاندیم، آنوقت این خود اوست که باید راه خویشتن را انتخاب کند.

پاورقی : (۱) [ادامه شعر چنین است: یک گروه را جمله عقل و علم و جود./ آن فرشته است و نداند جز سجود.
نیست اندر عنصرش حرص و هوا./ نور مطلق زنده از عشق خدا.
یک گروه دیگر از دانش تهی./ همچو حیوان از علف در فربهی.
او نبیند جز که اصطبل و علف./ از شقاوت غافل است و از شرف.
وان سوم هست آدمیزاد و بشر./ از فرشته نیمی و نیمی ز خر.
تا کدامین غالب آید در نبرد./ زین دوگانه تا کدامین برد نرد]
(۲) انسان/ ۲ و ۳

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۱۲

بنابراین، از این بیان قرآن معلوم می‌شود که «کامل» انسان به دلیل همین امشاج بودن، با «کامل» فرشته فرق می‌کند.


منبع : فصل دوم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۳۱-۳۳
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۳۰۷

می‌دانیم در میان مسلمین [در مسئله جبر و اختیار] دو گروه بودند: اشاعره جبری بودند و معتزله تفویضی. شیعه معتقد به «امرٌ بین الامرین» است؛ نه جبر اشعری را قبول دارد و نه تفویض و «به خود وانهادگی» معتزلی را. آنچه که اگزیستانسیالیست ها «وانهادگی» می‌نامند، همان تفویض معتزلی است. از نظر شیعه تفویض نیست ولی اختیار هست. ائمه فرموده‌اند: لا جَبْرَ وَ لا تَفْویضَ بَلْ امْرٌ بَیْنَ الْامْرَیْن «۲» جبر نیست (آنچنان که امروز هم ماتریالیستها می‌گویند و به جبر معتقدند) و تفویض و وانهادگی هم نیست (آنچنان که اگزیستانسیالیست های امروز هم می‌گویند و به تفویض معتقدند)، اختیار است که «امر بین امرین» است.

پاورقی : (۲) کافی، ج ۱/ ص ۱۶۰



شماره صفحه در کتاب منبع : ۲۹۳-۲۹۴
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۷۶

اختیار و مسئولیت انسان

از جمله سؤالاتی که درباره انسان مطرح است، مسئله آزادی و اختیار انسان و مسئله مسئولیت و رسالت انسان است. آیا واقعاً انسان یک موجود آزاد و مختار است؟ و آیا مسئولیتی دارد؟ و آیا رسالتی دارد که باید آن رسالت را انجام بدهد؟ البته اگر جواب را از نظر منطق اسلامی بخواهید، باید بگویم صددرصد. در قرآن سوره‌ای است به نام سوره انسان که «الدَّهر» هم به آن می‌گویند، و از این جهت سوره «انسان» نامیده می‌شود که در اول این سوره، از انسان نام برده شده است و از اختیار و آزادی و رسالت و مسئولیت انسان. این سوره با این آیات شروع می‌شود: هَلْ اتی عَلَی الْانْسانِ حینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکوراً. انّا خَلَقْنَا الْانْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ امْشاجٍ نَبْتَلیهِ فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً. انّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ امّا شاکِراً وَ امّا کَفوراً «۱». بنابراین انسان یک موجود مجبور در مقابل دستگاه و خالق خلقت نیست. خالق خلقت از او چه خواسته است؟ از او آزادی خواسته است، او را به صورت یک موجود آزاد آفریده است، به صورت یک موجود مسئول، به صورت موجودی

پاورقی : (۱) دهر (انسان)/ ۱- ۳.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۷۷

که رسالتی به عهده دارد. و حتی بزرگترین تعبیرات که دیگر شما تعبیری از این بالاتر نمی‌توانید پیدا کنید، تعبیری است که قرآن درباره انسان کرده، می‌فرماید: «خَلیفَةُ اللَّه» جانشین خدا. قطعاً هیچ کتابی مثل قرآن انسان را تمجید و تقدیس نکرده است؛ می‌گوید در آغاز خلقت انسان به فرشتگان اعلام کردیم: انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً «۱» می‌خواهم جانشین در زمین بیافرینم. فرشتگان به اعتراض و سؤال برخاستند. خدا به ایشان گفت: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید. خدای روی زمین (وقتی می‌گوییم نیمه خدایی، معنایش همین است). این، حکایت از چه می‌کند؟ از استعدادهای فراوانی که در وجود این موجود هست. وَ عَلَّمَ ادَمَ الْاسْماءَ کُلَّها «۲». ببینید اسلام- که خود از جنبه‌های فلسفی یک مکتب انسانیت است- برای انسان چه مقامی قائل است! به یک صورت رمزآمیز می‌گوید. تمام «اسم» ها را دانستن. (اسم یک چیز یعنی کلید شناختن آن چیز.) کلید شناختن همه چیز را ما به او تعلیم کردیم. بعد فرشتگان عالم بالا را در میدان مسابقه این انسان آوردیم. انسان از فرشتگان برنده شد. بعد به ایشان گفتیم: فرشتگان! نگفتم من چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟! شما آن طرف سکه را خواندید، گفتید: این موجود چون دارای شهوت و غضب است، خونریزی می‌کند، آدمکشی و خرابکاری می‌کند. ولی این طرف سکه را نخوانده بودید. همه اعتراف کردند که: سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا الّا ما عَلَّمْتَنا «۳» خدایا اعتراف می‌کنیم که ما نمی‌دانیم؛ ما فقط آنچه را که تو به ما تعلیم کنی می‌دانیم. از جهالتمان بود که آن سخن را گفتیم. آن وقت به فرشتگان گفتیم: در پیشگاه این موجود خضوع و سجده کنید «۴» (وَ اذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدوا لِادَمَ فَسَجَدوا الّا ابْلیسَ) «۵». به هرحال بزرگترین تعبیر از نظر قائل بودن رسالت و آزادی و اختیار برای انسان همین است که او را خلیفه و جانشین حق می‌داند، مکمّل وجود و هستی

پاورقی : (۱) بقره/ ۳۰. (۲) بقره/ ۳۱. (۳) بقره/ ۳۲. (۴) یعنی چه که شما بخواهید فرشتگان را به قوای این جهان تعبیر کنید؟! به چیز دیگر تعبیر نکنید. می‌گوییم فرشتگان موجوداتی هستند که تمام قوای این جهان مسخّر آنهاست. (۵) بقره/ ۳۴.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۷۸

می‌داند: منِ خدا که خودم خلّاقم، قسمتی از خلّاقیتم را به تو تفویض کردم، به عهده تو گذاشتم، تو بایستی انجام بدهی، تو مظهر فعالیت و خلاقیت منی.


منبع : فصل هشتم از کتاب آزادی معنوی
شماره صفحه در کتاب منبع : ۲۵۰-۲۵۲
تاریخ ایراد سخنرانی : این سخنرانی در دانشکده فنی دانشگاه تهران ایراد شده و تاریخ آن مشخص نیست.

لطفاً نظر خود را بنويسيد:
چاپ تمام فیش‌ها print راهنما Home