لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۵۰

لزوم همراه بودن گرایشهای برونی و درونی

ما هنوز در منزل اول از بحث خودمان هستیم. امشب شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان و شب اول از دهه آخر این ماه است. وقتی دهه آخر ماه مبارک رمضان می‌رسید، پیغمبر اکرم دستور می‌داد رختخوابش را به‌طور کلی ببندند و در ماه شوّال باز کنند؛ یعنی پیغمبر در این دهه هیچ شبی نمی‌خوابید. این شبها شب عبادت است، شب خلوت و مناجات است. این مطلب را به حکم مطلبی که در جلسات پیش عرض کردم می‌گویم که گاهی بعضی ارزشها ارزش دیگر را از بین می‌برند. در گذشته، جامعه اسلامی گرایشی به ارزش عبادت پیدا کرده بود و می‌خواست

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۵۱

ارزشهای دیگر را از بین ببرد و من احساس می‌کنم که باز یک موج افراطی دیگری در حال تکوّن است؛ یعنی عده‌ای می‌خواهند به گرایشهای اجتماعی اسلام توجه کنند ولی گرایشهای خدایی اسلام را فراموش کنند، یعنی انحراف و اشتباهی دیگر. آن عرب الاغی داشت، می‌خواست سوار شود. آنقدر دورخیز کرد که وقتی به طرف الاغ پرید، آن طرف الاغ افتاد و گفت: کَالْاوَّل (شد مثل اول). اگر بنا شود از جاده معتدل اسلام خارج شویم، چه فرق می‌کند که عبادتگرای جامعه گریز باشیم یا جامعه گرای خداگریز؟ در منطق اسلام هیچ فرق نمی‌کند. ببینید خداوند در آیه آخر سوره فتح- که آیاتی نظیر آن در قرآن زیاد است- چه می‌فرماید: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ اشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ «۱». صحابه و تربیت شدگان پیغمبر چگونه هستند؟ اینها دو چهره دارند، دو وجهه دارند: در مقابل دشمنان حقیقت «۲»، شدید، قوی، باصلابت و محکم هستند، مانند دیواری روئین که از جا تکان نمی‌خورد (انَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِهِ صَفّاً کَأَ نَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصوصٌ «۳» ) ولی در میان خود، یک پارچه عطوفت، مهربانی، یگانگی و وحدت‌اند که از نظر قرآن یک خصلت اجتماعی جامعه اسلامی است (یعنی همان خصلتی که ما قرنها فراموش کرده بودیم). تَریهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجوهِهِمْ مِنْ ا ثَرِ السُّجودِ (فوراً سراغ آن ارزش خدایی می‌رود) همان کسانی که از نظر به اصطلاح جامعه گرایی در آن وضع هستند، راکعند، ساجدند، درد دلشان را با خدا می‌گویند، از خدای خود ترقی و فزونی می‌خواهند، به آنچه دارند قانع نیستند، می‌خواهند روز به روز جلوتر و پیشتر بروند، از همه پرستشهاشان جز رضای خدا چیز دیگری نمی‌خواهند؛ یعنی به عالیترین شکل، خدا را عبادت می‌کنند. و در چهره اینها آثار عبادت نمایان است. ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْریةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْانْجِیلِ کَزَرْعٍ اخْرَجَ شَطْأَهُ «۴». بعد برای جامعه اسلامی مَثَلی ذکر می‌کند که چگونه این جامعه

پاورقی : (۱) حال در ترکیب این آیه که آیا مقصود، حضرت رسول است با اصحاب یا فقط اصحاب مقصود هستند [بحثی نمی‌کنیم، چون] در مدعای ما عجالتاً هیچ تأثیری ندارد. (۲) برای دشمنان حق و حقیقت کلمه «کفار» را به کار می‌برد، یعنی کسانی که می‌خواهند چهره حقیقت را بپوشانند. (۳) صف/ ۴ (۴) فتح/ ۲۹

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۵۲

جامعه‌ای است روینده و بالنده. [می‌فرماید:] جامعه حکم یک گیاه را دارد که در اول، ضعیف و کوچک است ولی بعد رشد می‌کند و رشد می‌کند به طوری که همه کشاورزان را به حیرت و شگفتی وا می‌دارد. ببینید قرآن چطور [در جای دیگر این دو گرایش را] توأم با یکدیگر ذکر کرده است: التّائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائِحونَ الرّاکِعونَ السّاجِدونَ جنبه‌های خدایی این دسته را ذکر می‌کند: تائبها، عبادت کنندگان، ستایش کنندگان، روزه گیران، راکعان، ساجدان. بلافاصله پس از آن می‌گوید: الْامِرونَ بِالْمَعْروفِ وَ النّاهونَ عَنِ الْمُنْکَرِ «۱» همانها که مصلح جامعه خود هستند و در جامعه امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند. در آیه دیگری می‌فرماید: الصّابِرینَ وَ الصّادِقینَ وَ الْقانِتینَ وَ الْمُنْفِقینَ «۲» صبرکنندگان، مقاومت کنندگان «۳»، صادقان، راستگویان، راست کرداران، انفاق کنندگان. بلافاصله می‌گوید: وَالْمُسْتَغْفِرینَ بِالْاسْحارِ و استغفارکنندگان در سحر. بنابراین در اسلام، این گرایشها از یکدیگر تفکیک پذیر نیست. کسی که یکی از اینها را استخفاف کند، دیگری را هم استخفاف کرده است. در اوصاف اصحاب حضرت حجت (عجّل اللَّه تعالی فرجه) تعبیری است که من نه فقط در یک حدیث بلکه در احادیث متعدد آن را دیده‌ام: رُهْبانٌ بِاللَّیْلِ لُیوثٌ بِالنَّهارِ «۴» در شب راهبانند؛ شب که سراغ آنها می‌روی، گویی سراغ یک عده راهب رفته‌ای؛ ولی روز که سراغشان می‌روی گویی سراغ یک عده شیر رفته‌ای.

پاورقی : (۱) توبه/ ۱۱۲ (۲) آل عمران/ ۱۷ (۳) «صبر» در قرآن همیشه معنایش مقاومت است، مخصوصاً مقاومت در میدان جنگ. (۴) سفینة البحار، ماده صحب.



منبع : فصل چهارم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۸۴-۸۶
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۵۹۶

نیت جدی بر هجرت و جهاد

اما تکلیف افراد در شرایط مختلف چیست، چون همه شرایط، شرایط جهاد نیست و همه شرایط، شرایط هجرت نیست. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله تکلیف اشخاص را معین کرده است، فرموده است تکلیف یک نفر مسلمان این است که در نیت جدی و قصد واقعی او همیشه چنین چیزی باشد که اگر وظیفه‌ای ایجاب کرد هجرت کند، اگر وظیفه‌ای ایجاب کرد جهاد کند: مَنْ لَمْ یَغْزُ وَ لَمْ یُحَدِّثْ نَفْسَهُ بِغَزْوٍ ماتَ عَلی شُعْبَةٍ مِنَ النِّفاقِ آن کس که جنگ نکرده یا فکر جنگ را در مغز خود نپرورانده است، وقتی بمیرد در شعبه‌ای از نفاق مرده است. افرادی که نیتشان چنین نیتی است که اگر وظیفه ایجاب کرد هجرت و جهاد کنند، ممکن است به پایه مهاجرین و مجاهدین واقعی برسند. قرآن می‌فرماید: لا یَسْتَوِی الْقاعِدونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ غَیْرُ اولِی الضَّرَرِ وَ الُمجاهِدونَ فی سَبیل اللَّهِ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدینَ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدینَ دَرَجَةً وَ کُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنی وَ فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ اجْراً عَظیماً «۱» مسلمانان، آنها که در راه خدا مجاهدند به مال و جانشان، و خانه نشینانی «۲» که فقط به دلیل اینکه مَن به الکفایة وجود دارد در خانه نشسته‌اند، هرگز با یکدیگر برابر نیستند. قرآن، خانه نشینانی را که معذورند (کورند، شلند، بیمارند) ولی در نیتشان هست که اگر این نقص در آنها نمی‌بود و این عذر را نمی‌داشتند، از دیگران در این

پاورقی : (۱) نساء/ ۹۵. (۲) خانه نشینان متخلّف را نمی‌گوید. آنها اصلًا به حساب نمی‌آیند.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۵۹۷

جهاد فی سبیل اللَّه سبقت می‌گرفتند، نفی نمی‌کند که هم درجه مجاهدین فی سبیل اللَّه باشند. این مسئله در جای خود درست است. وقتی امیرالمؤمنین از صفّین مراجعت می‌کرد، شخصی خدمت ایشان عرض کرد: یا امیرَالمؤمنین! دوست داشتم برادرم هم همراه ما و در رکاب شما بود و به فیض درک رکاب شما نائل می‌شد. حضرت فرمود: بگو نیتش چیست؟ در دلش چیست؟ تصمیمش چیست؟ آیا این برادر تو معذور بود و نتوانست بیاید، یا معذور نبود و نیامد؟ اگر معذور نبود و نیامد، بهتر همان که نیامد و اگر معذور بود و نیامد ولی دلش با ما بود، میلش با ما بود و تصمیم او این بود که با ما باشد، پس با ما بوده. گفت: بله یا امیرالمؤمنین! این‌طور بود. فرمود: نه تنها برادر تو با ما بوده، بلکه با ما بوده‌اند افرادی که هنوز در رحمهای مادرانند، با ما بوده‌اند افرادی که هنوز در اصلاب پدرانند. تا دامنه قیامت اگر افرادی پیدا شوند که واقعاً از صمیم قلب، نیت و آرزویشان این باشد که‌ای کاش علی را درک می‌کردم و در رکاب او می‌جنگیدم، ما آنها را جزء اصحاب صفّین می‌شماریم. انتطار ظهور یعنی چه؟ افْضَلُ الْاعْمالِ انْتِظارُ الْفَرَجِ «۱» یعنی چه؟ بعضی خیال می‌کنند اینکه افضل اعمال انتظار فرج است، به این معناست که انتظار داشته باشیم امام زمان (عجّل اللَّه تعالی فرجه) با عده‌ای که خواص اصحابشان هستند یعنی سیصد و سیزده نفر و عده‌ای غیرخواص ظهور کنند، بعد دشمنان اسلام را از روی زمین بردارند، امنیت و رفاه و آزادی کامل را برقرار کنند، آن وقت به ما بگویند بفرمایید! ما انتظار چنین فرجی را داریم و می‌گوییم افضل اعمال هم انتظار فرج است! (یعنی بگیر و ببند، بده به دست من پهلوان!) نه، انتظار فرج داشتن یعنی انتظار در رکاب امام بودن و جنگیدن و احیاناً شهید شدن، یعنی آرزوی واقعی و حقیقی مجاهد بودن در راه حق، نه آرزوی اینکه تو برو کارها را انجام بده، بعد که همه کارها انجام شد و نوبت استفاده و بهره گیری شد آن وقت من می‌آیم! مانند قوم موسی که اصحاب پیغمبر گفتند: یا رسولَ اللَّه! ما مانند قوم موسی نیستیم. (بنی اسرائیل وقتی به نزدیک فلسطین که عَمالقه در آنجا بودند رسیدند و دیدند یک عده مردان جنگی در آنجا هستند، گفتند: موسی! فَاذْهَبْ انْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا انّا هیهُنا

پاورقی : (۱) منتخب الاثر، ف ۱۰، ب ۲، ح ۵.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۵۹۸

قاعِدونَ «۱» ما اینجا نشسته‌ایم، تو و خدا بروید بجنگید، آنجا را تصفیه و از دشمن خالی کنید، خانه را آب و جارو بزنید؛ وقتی برای ما خبر آوردید که هیچ خطری نیست، فقط باید برویم راحت بنشینیم و از نعمتها استفاده کنیم، ما به آنجا می‌آییم! موسی گفت: پس شما چه؟ شما هم وظیفه دارید که دشمن را که خانه شما را اشغال کرده است، از خانه‌تان بیرون کنید.) اصحاب پیغمبر (مانند مقداد) گفتند: یا رسولَ اللَّه! ما آن حرف را نمی‌زنیم که بنی اسرائیل گفتند، ما می‌گوییم: اگر شما فرمان بدهید که خودتان را به دریا بریزید به دریا می‌ریزیم، به آتش بزنید به آتش می‌زنیم. انتظار فرج داشتن یعنی واقعاً در نیت ما این باشد که در رکاب امام زمان و در خدمت ایشان دنیا را اصلاح کنیم. در زیارت اباعبداللَّه علیه السلام می‌گوییم: «یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکَ فَنَفوزَ فَوْزاً عَظیماً» (که برای ما یک ورد شده و به معنای آن هم توجه نمی‌کنیم) یا اباعبداللَّه! ای کاش ما با تو بودیم و رستگاری عظیم پیدا می‌کردیم. معنایش این است که‌ای کاش ما در خدمت تو بودیم و شهید می‌شدیم و از راه شهادت، رستگاری عظیم پیدا می‌کردیم. آیا این ادعای ما از روی حقیقت است؟ افرادی هستند که از روی حقیقت ادعا می‌کنند ولی اکثر ما که در زیارتنامه‌ها می‌خوانیم، لقلقه زبان است.

پاورقی : (۱) مائده/ ۲۴.



شماره صفحه در کتاب منبع : ۱۷۲-۱۷۴
تاریخ ایراد سخنرانی : حدود سال ۱۳۵۰ شمسی - مسجد نارمک (تهران)

لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۴۹

پیغمبر اکرم درباره مهدی موعود فرمود: یُبْعَثُ فی امَّتی عَلَی اخْتِلافٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ یَرْضی عَنْهُ ساکِنُ السَّماءِ وَ ساکِنُ الْأرْضِ وَ یُقَسِّمُ الْمالَ صِحاحاً. قالوا: «و ما صِحاحاً یا رَسولَ اللَّه!» قالَ: یُقَسِّمُ بَیْنَهُمْ بِالسَّوِیَّةِ «۱». خدا هرگز دنیا را بی‌صاحب نگذاشته است و بی‌صاحب هم نخواهد گذاشت. آن وقتی که کار دنیا می‌کشد به آنجا که واقعاً بشریت در خطر است، خدا بشریت را به وسیله یک بشر نجات می‌دهد.

پاورقی : (۱) منتخب الاثر، ف ۲، ب ۱، ح ۱۴.



کلمات کلیدی : حضرت حجت (عج)
منبع : فصل ششم از کتاب آزادی معنوی
شماره صفحه در کتاب منبع : ۲۲۳
تاریخ ایراد سخنرانی : این سخنرانی در سال ۱۳۴۷ شمسی در شب نیمه شعبان و در یک منزل شخصی ایراد شده است.

لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۵۱

آینده روشن از نظر دین

از نظر منطق دین، از نظر الَّذینَ یُؤْمِنونَ بِالْغَیْبِ، از نظر منطق خبرهایی که از طریق دین گرفته‌ایم نه از روی اصول ظاهر، می‌گوییم خیالمان از این جهت که بشریت بکلی نیست و نابود بشود راحت است. هرچه در گذشته بوده است مقدمه‌ای بوده برای آنچه که در آینده پیش می‌آید. ما آینده‌ای پیش رو داریم که در آن به تعبیر اسلام عقلها کامل می‌شود. حدیث دارد که خداوند (نمی‌گوید امام زمان) در آن دوره دست لطف خودش را بر سر بندگان می‌گذارد حَتّی کَمُلَتْ عُقولُهُمْ «۱» و بشر عقل خودش را باز می‌یابد و دیگر این بی‌عقلی‌ها را خود به خود نمی‌کند. می‌فرماید: در آن دوره عمرها طولانی‌تر و بهداشت مردم کاملتر می‌شود، امنیت به‌طور کامل برقرار می‌گردد. تَصْطَلِحُ فی مُلْکِهِ السِّباعُ «۲» درندگان با یکدیگر صلح می‌کنند (کاسیگین و جانسون «۳» هم با هم صلح می‌کنند). یُخْرِجُ الْارْضُ افْلاذَ کَبِدِها «۴». زمین آنقدر منابع نیرو و ذخیره‌ها دارد که الی ماشاء اللَّه. تازه شما به کجای آن پی برده‌اید؟! می‌گویید چهار پنج میلیارد جمعیت زیاد است؟ نه، بیش از اینها می‌تواند در خود جا دهد. زمین حداکثر نیرویی را که دارد، گنجهای مدفونی را که دارد دراختیار بشر می‌گذارد. آسمان برکاتش را می‌بارد.

پاورقی : (۱) منتخب الاثر، ف ۷، ب ۱۲، ح ۱. (۲) همان، ف ۹، ب ۱، ح ۲. (۳) [رؤسای وقت کشورهای شوروی سابق و آمریکا.] (۴) منتخب الاثر، ف ۲، ب ۱، ح ۷۸.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۵۲

وقتی که ما روی الهام مذهبی درباره این امور مطالعه می‌کنیم و دنیای به اصطلاح روشن امروز را می‌نگریم، می‌بینیم مَثَل ما در این دنیا نسبت به دنیایی که دین به ما نوید می‌دهد که در انتظار ماست (خواه که ما شخصاً به آن دوره برسیم یا نرسیم) مَثَل مردمی است که دارند از یک تونل عبور می‌کنند. تونل در ذات خودش تاریک است ولی چراغ مصنوعی در آن نصب کرده‌اند. تازه باید از این تونل بیرون بیایند. وقتی که بیرون آمدند، به یک فضای بسیار باز و بسیار روشن که روشنی آن طبیعی است می‌رسند؛ عدالت به معنی واقعی برقرار است، امنیت به معنی واقعی برقرار است، آزادی به معنی واقعی برقرار است، توحید به حقیقت خودش طلوع می‌کند و ظاهر می‌شود و دنیا را روشن می‌کند. اعْلَموا انَّ اللَّهَ یُحْیِ الْارْضَ بَعْدَ مَوْتِها «۱». قرآن می‌گوید: بدانید که خدا همین زمین مرده را در هنگام بهار زنده می‌کند. این آیه در احادیث ما این‌طور تفسیر شده است که این مطلب اختصاص به زمین خاکی ندارد، زمینِ اجتماع بشر هم چنین است. اگر شما دیدید که روزی فساد جهانگیر شد (ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ ایْدِی النّاسِ) «۲» ، اگر تمام عالم مثل فصل زمستان مُرد، مأیوس نشوید، نگویید دنیا را زمستان گرفت، دیگر دوره بهار منقضی شد؛ خیر، بهاری خواهد آمد. این، معنی الَّذینَ یُؤْمِنونَ بِالْغَیْبِ، ایمان به نهان و ایمان به مددهای غیبی و نهانی است، منتها مددها برای شخص به مقیاس شخصی، برای اجتماع کوچک به مقیاس اجتماعی و برای جهان بشریت به مقیاس جهانی است. حکومت واحد جهانی، سراسر عدالت، سراسر امنیت، سراسر برکت، سراسر رفاه، سراسر آسایش، سراسر خوبی و سراسر ترقی خواهد بود. در خاتمه عرایضم این جملات دعای افتتاح را که شاید اکثر شما حفظ هستید می‌خوانم: اللَّهُمَّ انّا نَرْغَبُ الَیْکَ فی دَوْلَةٍ کَریمَةٍ، تُعِزُّ بِهَا الْاسْلامَ وَ اهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اهْلَهُ وَ تَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ الی طاعَتِکَ وَ الْقادَةِ الی سَبیلِکَ وَ تَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَ الْاخِرَةِ.

پاورقی : (۱) حدید/ ۱۷. (۲) روم/ ۴۱.



کلمات کلیدی : حضرت حجت (عج)
منبع : فصل ششم از کتاب آزادی معنوی
شماره صفحه در کتاب منبع : ۲۲۵-۲۲۶
تاریخ ایراد سخنرانی : این سخنرانی در سال ۱۳۴۷ شمسی در شب نیمه شعبان و در یک منزل شخصی ایراد شده است.

لطفاً نظر خود را بنويسيد:
چاپ تمام فیش‌ها print راهنما Home