لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۸۰

دفن مخفیانه علی علیه السلام

ما برای چه اینجا جمع شده‌ایم؟ در عزای یک انسان کامل. علی را شبانه دفن کردند، چرا؟ برای اینکه علی همان‌طور که دوستان فوق العاده شیفته‌ای دارد، دشمنان سرسختی هم دارد. در کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام گفته‌ایم که این گونه انسانها، هم جاذبه فوق العاده شدید دارند و هم دافعه فوق العاده شدید؛ دوستانی دارند در نهایت درجه صمیمیت که جان دادن برایشان چیزی نیست، و دشمنانی دارند که دیگر خونخوارتر از آنها دشمنی نیست، مخصوصاً دشمنهای داخلی، دشمنهای مقدس مآب، مقدسینِ خوارج که اینها واقعاً مردمی مجهز به اعتقاد و ایمان بودند ولی جاهل. خود علی علیه السلام اعتراف دارد که اینها مؤمنند، ولی می‌فرماید جاهلند: لاتَقْتُلُوا الْخَوارِجَ بَعْدی فَلَیْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَأَخْطَاهُ کَمَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَأَدْرَکَهُ «۱». میان خوارج (مارقین) و اصحاب معاویه (قاسطین) مقایسه می‌کند، می‌فرماید: بعد از من اینها (خوارج) را نکشید؛ اینها با اصحاب معاویه فرق دارند، اینها حق را می‌خواهند ولی احمقند، اشتباه کرده‌اند، ولی آنها (اصحاب معاویه) حق را می‌شناسند و دانسته با آن مبارزه می‌کنند. چرا علی علیه السلام را با آن همه دوستانی که دارد، شب به‌طور محرمانه دفن می‌کنند؟ از ترس خوارج؛ چون آنها می‌گفتند علی مسلمان نیست، و این خطر بود که شب بروند و قبر علی را بشکافند و جنازه علی را بیرون بیاورند. تا اواخر دوره حضرت صادق علیه السلام (یعنی تا حدود صد سال بعد) «۲» جز ائمه و گروهی از اصحاب خاص، کسی نمی‌دانست علی علیه السلام را کجا دفن کرده‌اند. صبح بیست و یکم، امام حسن علیه السلام صورت جنازه‌ای ساخت و آن را به عده‌ای داد که به مدینه ببرند، تا مردم خیال کنند که علی را به مدینه بردند تا در آنجا دفن کنند. فقط اولاد علی علیه السلام و یک عده از شیعیان خاص، محل دفن علی علیه السلام را

پاورقی : (۱) نهج البلاغه، خطبه ۵۹ (۲) چون امیرالمؤمنین علیه السلام در سال ۴۰ شهید شدند و حضرت صادق علیه السلام در سال ۱۴۸ از دنیا رفتند.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۸۱

می‌دانستند (چون همان شب عده‌ای از شیعیان خاص در دفن علی علیه السلام شرکت کردند) و آنها در نزدیکی کوفه- در همین محل فعلی- به زیارت قبر مولی می‌آمدند. در زمان حضرت صادق علیه السلام که خوارج منقرض شدند و این خطر از بین رفت، ایشان به مردی به نام صفوان- که دعای علقمه را نقل کرده است- دستور دادند که علامت و سایبانی آنجا درست کند و از آن به بعد همه متوجه شدند که قبر علی علیه السلام آنجاست و به زیارت قبر مولایشان می‌آمدند. همراه جنازه عده کمی بودند؛ فقط اولاد حضرت بودند و چند نفر از اصحاب خاص. یکی از آنها مردی است به نام صعصعة بن صوحان «۱». او از آن دوستان مصفّا و پاکدل امیرالمؤمنین است و سخنور و خطیب هم هست «۲» و در حضور امیرالمؤمنین سخنوریها کرده است. همینکه علی علیه السلام را دفن کردند، در حالی که حزن و غیظ و خشم فوق العاده‌ای در همه [به وجود آمده] و بغضْ گلوی همه را فشار می‌دهد و یا گریه می‌کنند، یکمرتبه این صعصعه در حالی که قلبش در یک فشار سختی بود، یک مشت خاک از قبر علی علیه السلام برداشت و بر سر خود پاشید و بعد دستش را روی قلبش گذاشت و آن وقت شروع کرد به سخن گفتن با علی علیه السلام: السَّلامُ عَلَیْکَ یا امیرَالْمُؤْمِنینَ، لَقَدْ عِشْتَ سَعیداً وَ مِتَّ سَعیداً تو چقدر سعادتمند زندگی کردی و چه سعادتمند از دنیا رفتی! تولد تو در خانه خدا بود و در خانه خدا هم شهید شدی (از خانه خدا تا خانه خدا). علی جان! تو چقدر بزرگ بودی و چقدر این مردم کوچک بودند. به خدا قسم اگر مردم برنامه تو را اجرا کرده بودند لَاکَلوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ ارْجُلِهِمْ نعمتها از بالا و پایین برای آنها می‌جوشید و نعمتهای مادی و معنوی به آنها می‌رسید. ولی افسوس که مردم قدر تو را ندانستند و بجای آنکه از دستورهای عالی تو پیروی کنند، چه خونها به دل تو کردند و آخر تو را با این حال و با فرق شکافته روانه قبر و خاک کردند. و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلیّ العظیم

پاورقی : (۱) [در کتاب مفاتیح الجنان در ادامه اعمال مسجد سهله، درباره او توضیحاتی آمده است.] (۲) جاحظ در البیان و التبیین از او مطلبی نقل می‌کند.



منبع : فصل پنجم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۱۲۳-۱۲۶
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لطفاً نظر خود را بنويسيد:
چاپ تمام فیش‌ها print راهنما Home