لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۰۳

آفات روح انسان

به‌طور اجمال ریشه‌های اصلی آنچه که روح انسان را آفت زده می‌کند برایتان عرض می‌کنم. از نظر روان شناسی، محرومیتها منشأ بیماریهای روانی می‌شود؛ یعنی منشأ بسیاری از عقده‌های روانی و بیماریهای روانی انسان، احساس مغبونیتها و محرومیتهاست. می‌دانید که فروید به‌طور افراط تکیه‌اش روی این موضوع است، خصوصاً در امر جنسی. به هرحال این خود یک مسئله اساسی است که محرومیتهای انسان در او ایجاد بیماریهایی می‌کند. کینه چیست که وقتی انسان احساس می‌کند نسبت به کسی حقد و کینه دارد، دلش می‌خواهد از او انتقام بگیرد و تا او را به خاک و خون نکشد نمی‌تواند آرام گیرد؟ این حس انتقامجویی در انسان چیست؟. آدم حسود وقتی خیر و نعمتی را در دیگران می‌بیند، همه آرزویش این است که از او سلب نعمت شود؛ درباره خودش فکر نمی‌کند. انسان سالم، غبطه دارد نه حسد. او همیشه درباره خودش فکر می‌کند که جلو بیفتد. اگر یک انسان همیشه در این فکر باشد که خودش جلو بیفتد، سالم است. این، دلیل بر عیب نیست. اما اگر کسی همیشه در این اندیشه است که دیگری عقب بیفتد بیمار است، مریض است. حتی شما می‌بینید که گاهی آدمهای حسود به مرحله‌ای می‌رسند که حاضرند به خودشان صد درجه صدمه بزنند، بلکه به دیگری پنجاه درجه صدمه وارد شود.


منبع : فصل اول از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۲۱-۲۲
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۳۰و۲۳۱و۲۳۲

تسویل

گاهی نفس انسان، انسان را فریب می‌دهد؛ یعنی خود آدم، خود آدم را فریب می‌دهد. این دیگر چه حسابی است که انسان از درون خودش فریب بخورد؟! در قرآن می‌فرماید: بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ انْفُسُکُمْ «۱». «تسویل» یک تعبیر روان شناسانه بسیار دقیقی است که در قرآن آمده است و به این معنی است که انسان گاهی خودش از درون خودش فریب می‌خورد. اگر نفس انسان چیزی را می‌خواهد، آنچنان آن را برای انسان جلوه می‌دهد و آنچنان آن را آرایش و زینت و به اصطلاح توالت می‌کند و آنچنان به دروغ به آن نقش و نگار می‌بندد که انسان خیال می‌کند یک چیزی است، ولی همان درون خود انسان است که این کار را کرده، برای اینکه انسان خودش را فریب دهد. تعبیر «تسویل» تعبیر عجیبی است. امروز که روان شناسی خیلی پیشرفت و ترقی کرده، عمیقاً و دقیقاً به این نکات رسیده‌اند. حتی به این نکته رسیده‌اند که گاهی انسان دیوانه می‌شود و این دیوانگی هیچ علت عصبی و جسمی ندارد و فقط علت داخلی و روانی دارد. مثلًا وقتی تحمل مصائب، خیلی سخت و دشوار می‌شود، روان انسان برای اینکه خودش را از شر این غصه‌ها راحت کند، عقل را مرخص می‌کند. به قول شاعر:
ز هشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد
دلا دیوانه شو، دیوانگی هم عالمی دارد
و این یک اصل روان شناسی است. به هرحال مسئله کید و مکر نفس (مکائد نفس)- نه مکر نفس انسان با دیگری، بلکه مکر نفس انسان با خود انسان- یک مسئله بسیار مهمی است و در عرفان به این نکات، خوب توجه شده است. این دو قسمت آخر «۲» که انسان را وارد ضد اخلاق نموده، بیمار می‌کند و از حیوان هم پست‌تر می‌کند، در عرفان در حد اعلی خوب بیان شده‌اند و حتی نکاتی گفته شده است که واقعاً حیرت‌آور است؛ یعنی انسان تعجب می‌کند که چگونه این افراد در ششصد سال، هفتصد سال و یا هزار سال پیش این نکات بسیار دقیق روانی را گفته‌اند که امروز در قرن بیستم، روان شناسی به عمق این نکات پی می‌برد. البته- همان‌طور که گفتم- همه این مطالب مثل همان مسئله «تسویل» از قرآن الهام گرفته شده است، منتها چون اینها افراد با استعدادی هستند، از یک سررشته‌ای که قرآن به دست می‌دهد خوب می‌توانند دنباله رشته را بگیرند و مطلب را پیدا کنند.

پاورقی : (۱) یوسف/ ۱۸ و ۸۳ (۲) [ظاهراً مقصود درجه سوم خودخواهی و مسئله «تسویل» است که توضیح داده شد.]



کلمات کلیدی : تسویل نفس روانشناسی روان
منبع : فصل نهم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۱۹۱-۱۹۳
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۴۰

«من» واقعی انسان

نکته‌ای در اینجا هست که در فلسفه جدید هم به صورت دیگری مطرح است و آن اینکه «من» واقعی انسان کیست و چیست؟ فلاسفه نظر خاصی دارند. نظرشان این است که «من» هرکس همان روان و روح اوست، همان است که انسان آن را تشخیص می‌دهد. «من» را که انسان احساس می‌کند، یعنی همان روح او؛ وقتی به انسان می‌گویند «من» کیست؟ می‌گوید «من» یعنی روحم. روان شناسی امروز لااقل به این حد از مطلب رسیده است که مقداری از خودت را که تو احساس می‌کنی، یک قسمت از «من» توست. قسمت بیشتر از «من» تو، «من» ناآگاه توست که تو خودت از وجود او آگاه نیستی، یعنی در شعور ظاهر تو وجود ندارد. عرفا در اینجا اعجاز کرده‌اند و چند درجه از روانکاوهای امروز هم دقیقتر رفته‌اند و صریحاً با فلاسفه مخالفت کرده، گفته‌اند: فلاسفه اشتباه کرده‌اند که گفته‌اند «من» انسان همان روح انسان است؛ «من» خیلی دقیقتر و عمیقتر است از آنچه که فلاسفه آن را روح انسان می‌دانند. به قول شبستری:
من و تو برتر از جان و تن آمد
که جان و تن ز اجزای من آمد
البته آنها می‌گویند هرکس به «من» حقیقی خودش آن وقت دست می‌یابد و «من» خود را آن وقت کشف می‌کند که خدا را کشف کرده باشد. شهود «منِ» خود از شهود خدا هیچ وقت جدا نیست و این مطلب در قرآن است: وَ لا تَکونوا کَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَانْسیهُمْ انْفُسَهُمْ اولئِکَ هُمُ الْفاسِقونَ «۲» ، که داستانش مفصل است. عرفا شدیداً توجه دارند که «من» انسان خیلی عمیقتر از آن حدی است که فلاسفه درک کرده‌اند. محیی الدین عربی «۳» فلاسفه‌ای نظیر بوعلی را سخت تحقیر

پاورقی : (۲) حشر/ ۱۹ (۳) محیی الدین عربی- چنانکه قبلًا گفتیم- پدر عرفان اسلامی است و تمام عرفایی که از قرن هفتم به بعد آمده‌اند و عرفان نظری داشته‌اند، چه آنهایی که به زبان فارسی گفته‌اند (از قبیل مولوی) و چه آنهایی که به زبان عربی گفته‌اند، شاگردهای مکتب او هستند. عرفان از نظر فکری [از زمان او] خیلی توسعه پیدا کرده است.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۲۴۱

می‌کند، می‌گوید ... «۱» سخن شبستری هم عین سخن محیی الدین است. ملّای رومی در یک جا عجیب این مطلب را بیان کرده است، می‌گوید:
ای که در پیکار، خود را باخته
دیگران را تو ز خود نشناخته
ای کسی که خود (یعنی همان «من») را باخته‌ای. این تعبیر هم از قرآن است: قُلْ انَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِروا انْفُسَهُمْ «۲». قرآن می‌گوید که بزرگترین باختنها و بزرگترین باختن در قمارها این است که انسان «خود» را ببازد
ای که در پیکار، خود را باخته
دیگران را تو ز خود نشناخته
تو به هر صورت که آیی بیستی «۳»
که منم این، واللَّه آن تو نیستی
بعد دلیل می‌آورد، می‌گوید:
یک زمان تنها بمانی تو ز خلق
در غم و اندیشه مانی تا به حلق
آیا زمانی که خلوت برایت رخ دهد که اجباراً در خلوت بروی و یا اختیاراً از مردم جدا شوی، از تنهایی وحشت می‌کنی یا نمی‌کنی؟ کدام یک از ما هستیم که ده شبانه روز در یک جا تنها باشیم و حوصله‌مان سر نرود؟ حبس تک سلولی بالاترین حبسهاست، چون آدم تنها می‌ماند. اگر خودت را یافته بودی و خودت را درک کرده بودی [چنین حالتی پیدا نمی‌کردی.]
این تو کی باشی که تو آن اوحدی
که خوش و زیبا و سرمست خودی
اگر توخودت را کشف کرده بودی، وقتی در خلوت با خودت بودی نیازی به هیچ چیز نداشتی. اینکه در خلوت وحشت می‌کنی برای این است که با خودت هم نیستی، خودت را هم گم کرده‌ای، خودت را باخته‌ای. این است که روح و حقیقت عبادت که توجه به خداست، بازیافتن خود واقعی است. انسان خود حقیقی‌اش را در عبادت و در توجه به ذات حق پیدا می‌کند و می‌یابد.

پاورقی : (۱) [افتادگی از نوار است.] (۲) زمر/ ۱۵ (۳) یعنی بایستی



منبع : فصل نهم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۲۰۴-۲۰۶
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت

پخش کننده صوت


بدون متن


کلمات کلیدی : روح روان روانشناسی توحید
منبع : فصل اول از کتاب خدا در زندگی انسان
شماره صفحه در کتاب منبع : ۱۸-۲۳
تاریخ ایراد سخنرانی : سال ۱۳۵۴ - سخنرانی در یکی از مساجد تهران


بدون متن


منبع : فصل دوم از کتاب خدا در زندگی انسان
شماره صفحه در کتاب منبع : ۳۹-۴۰
تاریخ ایراد سخنرانی : سال ۱۳۵۴ - سخنرانی در یکی از مساجد تهران

لطفاً نظر خود را بنويسيد:
چاپ تمام فیش‌ها print راهنما Home