لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۵۲

نمونه‌ای از تاریخ اسلام

اصحاب رسول خدا در چه وضع و حالی بودند؟ حدیث معروف کافی «۵»- که مولوی آن را به شعر درآورده است- واقعاً عجیب است. این حدیث را شیعه و سنی «۶» هر دو

پاورقی : (۵) اصول کافی، ج ۲/ ص ۵۳ (۶) کنزالعمّال، ج ۱۳/ ص ۳۵۱

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۵۳

روایت کرده‌اند: روزی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در وقت بین الطلوعین سراغ اصحاب صفّه رفت (پیامبر، زیاد سراغ اصحاب صفه می‌رفت). در این میان، چشمش به جوانی افتاد. دید این جوان یک حالت غیر عادی دارد: دارد تلوتلو می‌خورد، چشمهایش در کاسه سر فرو رفته است و رنگش رنگ عادی نیست. جلو رفت و فرمود: کَیْفَ اصْبَحْتَ؟ [چگونه صبح کرده‌ای؟] عرض کرد: اصْبَحْتُ موقِناً یا رَسولَ اللَّه در حالی صبح کرده‌ام که اهل یقینم؛ یعنی آنچه تو با زبان خودت از راه گوش به ما گفته‌ای، من اکنون از راه بصیرت می‌بینم. پیغمبر می‌خواست یک مقدار حرف از او بکشد، فرمود: هرچیزی علامتی دارد؛ تو که ادعا می‌کنی اهل یقین هستی، علامت یقین تو چیست؟ ما عَلامَةُ یَقینِکَ؟ عرض کرد: انَّ یَقینی یا رَسولَ اللَّهِ هُوَ الَّذی احْزَنَنی وَ اسْهَرَ لَیْلی وَ اظْمَأَ هَواجِری علامت یقین من این است که روزها مرا تشنه می‌دارد و شبها بی‌خواب، یعنی این روزه‌های روز و شب زنده داری‌ها علامت یقین است؛ یقین من نمی‌گذارد که شب سر به بستر بگذارم، یقین من نمی‌گذارد که حتی یک روز مفطر باشم. فرمود: این کافی نیست، بیش از این بگو، علامت بیشتری از تو می‌خواهم. عرض کرد: یا رسول اللَّه! الآن که در این دنیا هستم، درست مثل این است که آن دنیا را می‌بینم و صداهای آنجا را می‌شنوم؛ صدای اهل بهشت را از بهشت و صدای اهل جهنم را از جهنم می‌شنوم «۱»؛ یا رسول اللَّه! اگر به من اجازه دهی، اصحاب را الآن یک یک معرفی کنم که کدامیک بهشتی و کدامیک جهنمی‌اند. فرمود: سکوت! دیگر حرف نزن
گفت پیغمبر صباحی زید را
کیف اصبحت‌ای رفیق باصفا
گفت عبداً موقنا باز اوش گفت
کو نشان از باغ ایمان‌گر شکفت
گفت تشنه بوده‌ام من روزها
شب نخفتستم ز عشق و سوزها
گفت از این ره کو رهاوردی بیار
در خور فهم و عقول این دیار
گفت خلقان چون ببینند آسمان
من ببینم عرش را با عرشیان
هین بگویم یا فرو بندم نفس
لب گزیدش مصطفی یعنی که بس
بعد پیغمبر به او فرمود: جوان! آرزویت چیست؟ چه آرزویی داری؟ عرض کرد: یا رسول اللَّه! شهادت در راه خدا.

پاورقی : (۱) چون بهشت و جهنم، الآن مخلوقند.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۱۵۴

آن، عبادتش و این هم آرزویش؛ آن شبش و این هم روز و آرزویش. این می‌شود مؤمن اسلام، می‌شود انسان اسلام، همان که دارای هردو درد است ولی درد دومش را از درد اولش دارد. آن درد خدایی است که این درد دوم را در او ایجاد کرده است. آیه‌ای را در آغاز سخنم تلاوت کردم: وَ اسْتَعینوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّها لَکَبیرَةٌ الّا عَلَی الْخاشِعینَ. قرآن عجیب سخن می‌گوید: ای اهل ایمان! از نماز استمداد کنید و مدد بگیرید و از صبر، که مفسرین گفته‌اند مقصود روزه است یا لااقل روزه یکی از اقسام صبر است. چه مددی است که می‌توانیم از نماز بگیریم؟ چه مددی است که از عبادت خدا و خداپرستی می‌توانیم بگیریم؟ همین مدد، [یعنی مدد در مسائل اجتماعی.] اصلًا هر مددی را از اینجا می‌شود گرفت. اگر شما می‌خواهید در اجتماع، یک مسلمان واقعی باشید و می‌خواهید یک مجاهد نیرومند باشید، باید نمازخوان خالص و مخلصی باشید ... «۱»

پاورقی : (۱) [افتادگی از نوار است.]



منبع : فصل چهارم از کتاب انسان کامل
شماره صفحه در کتاب منبع : ۸۷-۸۹
تاریخ ایراد سخنرانی : رمضان ۱۳۵۳ مسجد جاوید(تهران)

لطفاً نظر خود را بنويسيد:
چاپ تمام فیش‌ها print راهنما Home