مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۳، ص: ۶۷۸

سعادت و لذت انسان

مسئله دیگر درباره انسان، مسئله سعادت و لذت انسان است. این را هم به‌طور اجمال و اشاره برگزار می‌کنم:. انسان دنبال لذت می‌رود. طبعاً لذتها را از کجا باید جستجو کند؟ آیا لذت را از بیرون باید جستجو کند یا از درون، و یا هم از بیرون و هم از درون، و به چه نسبتی؟ بسیاری از اشخاص که کانون لذت را در بیرون از وجود خودشان جستجو می‌کنند و دائماً دنبال این هستند که به خیال خودشان از زندگی کام بگیرند، همانها هستند که خودشان را به عنوان یک انسان نمی‌شناسند؛ یعنی خود را به عنوان کانون اصلی لذت و بهجت- که از درون خود انسان برمی‌خیزد- نمی‌شناسند. کِیف را از کجامی خواهد جستجو کند؟ از جام می، از کاباره. چه خوب می‌گوید ملّای رومی در داستان آن مردی که میخواره‌ای را امر به معروف و نهی از منکر می‌کرد؛ خطاب به آن مرد میخواره گفت:
ای همه هستی چه می‌جویی عدم
وی همه دریا چه خواهی کرد نم
تو خوشی و خوب و کان هر خوشی
تو چرا خود منّت باده کشی
تا آنجا که می‌گوید: «جوهر است انسان و چرخ او را عَرَض» و اشعار دیگری از این قبیل دارد. البته اینکه انسان اشیاء خارج را بکلی رها کند و مکتب افراطی هندی را پیش بگیرد و بگوید اساساً تمام لذتها را از درون باید جستجو کرد، درست نیست. شاید در بعضی اشعار مولوی این اغراق و مبالغه باشد، مثل آنجا که می‌گوید:
راه لذت از درون دان نز برون
احمقی دان جستن از قصر و حصون
آن یکی در کنج زندان مست و شاد
وان یکی در باغ ترش و بی‌مراد
مقصودش رها کردن اشیاء خارج نیست. مقصودش این است که انسان اگر لذت می‌خواهد، نباید بپندارد که تمام لذتها را در مادیات بیرون از وجود خودش می‌تواند پیدا کند. کانون اصلی لذت در وجود خودش است، یا لااقل باید توازنی میان ایندو برقرار باشد.


کلمات کلیدی : لذت
منبع : فصل هشتم از کتاب آزادی معنوی
شماره صفحه در کتاب منبع : ۲۵۲-۲۵۳
تاریخ ایراد سخنرانی : این سخنرانی در دانشکده فنی دانشگاه تهران ایراد شده و تاریخ آن مشخص نیست.

لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۶۶

آیا اصل معاوضه لذتها صحیح است؟ آیا اسلام برای لذتها دو قلمرو قائل است، یعنی معتقد است که اگر انسان لذت دنیایی برد، دیگر باید از لذت آخرت محروم باشد؟ از آن طرف، آیا اسلام معتقد است که اگر انسان خودش را از لذت دنیا محروم کرد، در آن دنیا به او لذت می‌دهند و می‌گویند چون خودت را در دنیا از لذت محروم کردی، در عوض در اینجا بیا بگیر؟ به عبارت دیگر آیا برای هرکسی یک مقدار اعتبار لذت قائل شده‌اند و او باید آن را وصول کند یا در دنیا یا در آخرت؟ اگر در دنیا وصول کرد حسابش تمام می‌شود، اما اگر وصول نکرد حق دارد در آخرت وصول کند؟ بعضی خیال می‌کنند مفهوم اذْهَبْتُمْ طَیباتِکمْ فی حَیاتِکمُ الدُّنْیا «۱» همین است! نه، این هم درست نیست. مطمئناً اگر کسی در دنیا خودش را از لذتهای دنیا محروم کند به این حساب که در آن دنیا به او لذت بدهند، در آن دنیا روی این حساب به او لذت نمی‌دهند؛ نمی‌گویند تو چه بنده خوبی بودی که در دنیا لذت نبردی؛ حالا که در دنیا محرومیت کشیدی عوض آن محرومیت، اینجا به تو لذت می‌دهیم. نمی‌گویند تو از ما یک مقدار لذت طلبکاری، حالا که قبلًا از آن استفاده نکرده‌ای الآن استفاده کن. قطعاً چنین چیزی وجود ندارد؛ یعنی لذتهای آخرت نتیجه محرومیتهای عمدی که بشر خودش برای خودش ایجاد کند نیست، بلکه مولود عوامل دیگر است. اما طرف دیگر قضیه این است: آیا اگر ما لذت دنیا را بردیم، در آن دنیا می‌گویند چون لذت دنیا ولو لذت حلال دنیا را برده‌اید، دیگر حق ندارید لذت ببرید؟ بنابراین شما یکی از دو بدبختی را باید تحمل کنید: یا در دنیا محرومیت بکشید یا در آخرت، و ایندو با هم جمع نمی‌شوند. این هم از نظر منطق اسلام مردود

پاورقی : (۱). احقاف/ ۲۰.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۶۷

است. علی علیه السلام در نهج‌البلاغه می‌فرماید: ... انَّ الْمُتَّقینَ ذَهَبوا بِعاجِلِ الدُّنْیا وَ اجِلِ الْاخِرَةِ، سَکنُوا الدُّنْیا بِافْضَلِ ما سُکنَتْ وَ اکلوها بِافْضَلِ ما اکلَتْ «۱» متقین و پرهیزکارانی در دنیا هستند که هم نعمت دنیا را برده‌اند و هم نعمت آخرت را. در دنیا در بهترین مسکنها نشسته‌اند و بهترین غذاها را خورده‌اند و در عین حال به نعمت عقبی هم رسیده‌اند. بلی از نظر اسلام در دنیا یک لذتهایی حرام است. لذت حرام دنیا انسان را از لذت آن دنیا محروم می‌کند بلکه عقاب آن دنیا را می‌آورد. لذت زنا مسلّماً انسان را از لذتهای اخروی محروم می‌کند و بلکه عذاب اخروی می‌آورد. لذت شراب قطعاً انسان را از لذتهای آن دنیا محروم می‌کند. لذت قمار- اگر لذتی داشته باشد- همین طور، لذت ربا همین‌طور، لذت غیبت و دروغ گفتن و به طور کلی لذت هر کار حرامی همین‌گونه است. اما لذت حلال این‌طور نیست. قرآن تصریح کرده است که ما خوشیها را در دنیا حلال کردیم. می‌گوید هرچه خوشی و هرچه پاکیزگی و هرچه را که بدبختی برای بشر نمی‌آورد حلال کردیم. قرآن می‌گوید ما آن لذتی را حرام کردیم که واقعاً لذت نیست، بدبختی است. شراب را تو خیال می‌کنی لذت و خوشی است اما متوجه عواقب آن برای روحت، برای بدنت و برای اجتماعت نیستی. تو لذت آنی زنا را می‌بینی ولی عواقبش را نمی‌بینی. قرآن می‌گوید زنا را چون خبیث و زیان‌آور است ما حرام کردیم و الّا هر لذتی را که عواقب ناگوار نداشته باشد حلال کرده‌ایم. قرآن می‌فرماید: یحِلُّ لَهُمُ الطَّیباتِ وَ یحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبائِثَ «۲». چه منطق عالی‌ای! هرچه که خوشی است، نه یک خوشی آنی، بلکه خوشی‌ای که برای بدن، برای روح و جامعه عواقب ناگوار ندارد حلال است و هرچه که پلید می‌باشد حرام است. قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی اخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیباتِ مِنَ الرِّزْقِ «۳» بگو چه کسی حرام کرده است زیورهای خدا را که برای بشر آورده است؟ چه کسی رزقهای پاکیزه را حرام کرده است؟ کلوا مِنْ طَیباتِ ما رَزَقْناکمْ «۴» از روزیهای پاک و پاکیزه‌ای که ما داده‌ایم استفاده ببرید.

پاورقی : (۱) . نهج‌البلاغه فیض الاسلام، نامه ۲۷، صفحه ۸۸۶. (۲). اعراف/ ۱۵۷. (۳). اعراف/ ۳۲. (۴). طه/ ۸۱.



کلمات کلیدی : لذت دنیا آخرت حلال و حرام
شماره صفحه در کتاب منبع : ۷۴-۷۶
تاریخ ایراد سخنرانی : ۸ خرداد ۱۳۴۹ (۲۳ ربیع الاول ۱۳۹۰)

لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۶۸

بلی در اسلام در مواردی برای هدفها و منظورهایی توصیه شده است که انسان زهد بورزد، یعنی توصیه شده که انسان لذت‌پرست نباشد، خودش را در لذتهای دنیا غرق نکند. حتی اگر خودش را در لذتهای حلال هم غرق بکند کار حرامی نکرده است، ولی اگر نکند یک کار اخلاقی بزرگ انجام داده است. اسلام با لذت‌پرستی ولو از طریق حلال موافق نیست.


کلمات کلیدی : لذت
شماره صفحه در کتاب منبع : ۷۷
تاریخ ایراد سخنرانی : ۸ خرداد ۱۳۴۹ (۲۳ ربیع الاول ۱۳۹۰)

لینک ثابت نسخه چاپی دانلود صوت کتاب منبع [محل این فیش]

پخش کننده صوت


مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۸۴,۴۸۵

۵. درک لذتهای معنوی

فلسفه دیگر زهد این است که اگر انسان غرق در لذات مادی - حتی لذات حلال - شود، در همین دنیا از لذات معنوی محروم می‌شود. ما یک سلسله لذتهای معنوی داریم که معنویت ما را بالا می‌برد. برای کسی که اهل تهجّد و نماز شب باشد، جزو صادقین و صابرین و مستغفرین بالاسحار باشد، نماز شب لذت و بهجت دارد. آن لذتی که یک نفر نمازشب‌خوان حقیقی و واقعی از نماز شب خودش می‌برد، از آن اسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ اتوبُ الَیه ها می‌برد، از آنالْعَفْو گفتن‌ها و یاد کردن و دعا کردن‌های حداقل چهل مؤمن می‌برد، و آن لذتی را که از آن یا رَب یا رَب گفتن‌ها می‌برد هیچ وقت یک آدم عیاش که در کاباره‌ها می‌گردد احساس نمی‌کند. لذت آن نماز شب‌خوان خیلی عمیقتر، نیرومندتر و نشاطبخش‌تر است. اگر ما خودمان را غرق در لذات مادی دنیا کنیم، مثلًا سرشب بنشینیم دور هم و شروع کنیم به گفتن و خندیدن و فرضاً غیبت هم نکنیم که حرام است، صرفاً شوخیهای مباح بکنیم، و بعد سفره را پهن کنیم و آنقدر بخوریم که به قول طلبه‌ها حتّی اذا بَلَغَ الْعِمامَةَ به عمامه برسد، نفس کشیدن برایمان دشوار شود، فکر و مزاج خودمان را خسته کنیم و بعد مثل یک مرده بیفتیم در رختخواب، آیا در این صورت توفیق پیدا می‌کنیم که سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شویم و بعد، از عمق روح خودمان یارب یارب بگوییم؟ اساساً بیدار نمی‌شویم و اگر هم بیدار شویم درست مثل مستی که چند جام شراب خورده است تلوتلو می‌خوریم. پس اگر انسان بخواهد لذتهای معنوی و الهی را در این دنیا درک کند، چاره‌ای ندارد جز اینکه از لذتهای مادی و جسمانی کسر کند. علی علیه السلام سحر که بلند می‌شد حال عجیبی داشت؛ وقتی نگاهش به آسمان پرستاره خدا می‌افتاد چنین می‌خواند: انَّ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْارْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیلِ وَ النَّهارِ لَایاتٍ لِاولِی الْالْبابِ. الَّذینَ یذْکرونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعوداً وَ عَلی جُنوبِهِمْ وَ یتَفَکرونَ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْارْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَک فَقِنا عَذابَ النّارِ «۱» به خدا قسم لذاتی که یک مرد با ایمان در آن وقت شب- که بلند می‌شود و چشمش به آسمان پر ستاره می‌افتد و این چند آیه قرآن را که صدای هستی است و

پاورقی : (۱). آل‌عمران/ ۱۹۰ و ۱۹۱.

مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج۲۵، ص: ۴۸۶

از قلب وجود برخاسته است می‌خواند و با هستی همصدا می‌شود- احساس می‌کند، برابر است با یک عمر لذت مادی در این دنیا. یک چنین آدمی نمی‌تواند مثل ما زندگی کند، نمی‌تواند سر سفره شام بنشیند و در حالی که ظهر غذاهای سنگین، انواع گوشتها، روغنهای حیوانی و نباتی، انواع شیرینیها و انواع محرّک اشتهاها خورده است، تازه مقداری سوپ بخورد تا اشتهایش تحریک بشود. این روح خودبه خود می‌میرد. این آدم نمی‌تواند در نیمه‌های شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمی‌تواند از عبادت لذت ببرد. لهذا کسانی که چنین توفیقاتی داشته‌اند- و ما چنین اشخاصی را دیده‌ایم- به لذتهای مادی‌ای که ما دل بسته‌ایم هیچ اعتنا ندارند. چه مانعی دارد که من ذکر خیری از پدر بزرگوار خودم بکنم. از وقتی که یادم می‌آید (حداقل از چهل سال پیش) من می‌دیدم این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت نمی‌گذاشت و نمی‌گذارد که وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأخیر بیفتد. شام را سر شب می‌خورَد و سه ساعت از شب گذشته می‌خوابد و حداقل دو ساعت- و در شبهای جمعه سه ساعت- به طلوع صبح مانده بیدار می‌شود و حداقل قرآنی که تلاوت می‌کند یک جزء است؛ و با چه فراغت و آرامشی نماز شب می‌خواند! حالا تقریباً صد سال از عمرش می‌گذرد و هیچ وقت من نمی‌بینم که یک خواب ناآرام داشته باشد. و همان لذت معنوی است که اینچنین نگهش داشته. یک شب نیست که پدر و مادرش را دعا نکند. یک نامادری داشته که به او خیلی ارادتمند است و می‌گوید که او خیلی به من محبت کرده است؛ شبی نیست که او را دعا نکند. یک شب نیست که تمام خویشاوندان و ذی‌حقّان و بستگان دور و نزدیکش را یاد نکند. اینها دل را زنده می‌کند. آدمی که بخواهد از چنین لذتی بهره‌مند شود، ناچار از لذتهای مادی تخفیف می‌دهد تا به آن لذت عمیقتر الهی معنوی برسد.


کلمات کلیدی : لذت نماز شب نماز
شماره صفحه در کتاب منبع : ۹۸-۱۰۰
تاریخ ایراد سخنرانی : ۱۵ خرداد ۱۳۴۹ (۳۰ ربیع الاول ۱۳۹۰)

لطفاً نظر خود را بنويسيد:
چاپ تمام فیش‌ها print راهنما Home